پرش به محتوا

اسناد خطبه طولانی پیامبر در غدیر

از ویکی غدیر

بررسی اسناد خطبه طولانی و مشهورِ غدیر از مهم‌ترین موارد تحقیقیِ غدیر است، که در این‌جا به آن می‌پردازیم. ابتدا در خصوص تمامی منابع موجود و غیر موجود مشتمل بر این خطبه طولانی و مفصل غدیر به اختصار سخن خواهیم گفت، و سپس به تحقیق و تفحص در اسناد آن در منابع موجود می‌پردازیم.

منابع موجود و غیر موجود خطبه طولانی غدیر

نویسنده «نور الامیر» می‌نویسد:«انَّ خُطْبَةَ الْغَدِيرِ لَمْ تَرُدَّ فِى مَصادِرِ اَهْلِ السُّنَّةِ وَ انما نَقَلْتْها شِيعَةُ اَهْلِ الْبَيْتِ عَلَيْهِمُ السَّلام»:[۱] خطبه غدیر در مصادر اهل سنت نیامده، و فقط شیعیان اهل بیت علیهم السلام آن را نقل کرده‌اند. بی گمان این سخن بدون در نظر گرفتن سه قید ذیل صحیح نیست:

  • الف. اولاً باید منظورمان از منابع و مصادر اهل سنت، منابع موجود و در دسترس آنان باشد. که مؤلف محترم در جایی دیگر از این کتاب به نوعی به این قید اشاره کرده است.[۲]
  • ب. هم چنین منظورمان از نقل خطبه غدیر در عبارت «انما نَقَلْتْها شِيعَةُ اَهْلِ الْبَيْتِ عَلَيْهِمُ السَّلام» باید کتابت و گردآوری مکتوب این خطبه باشد، که مؤلف محترم در عبارت قبلی با ذکر «لَمْ تَرُدَّ فِى مَصادِرِ اَهْلِ السُّنَّةِ» بی گمان این قید را نیز مدّ نظر داشته است. باید دانست که این خطبه از سوی اندیشمندان و راویان بزرگ اهل تسنن نیز نقل شده، و نام بزرگان متعددی از اهل سنت در سلسله اسناد آن وجود دارد.
  • ج. همین‌طور باید خطبه غدیر را منحصر در خطبه طولانی بدانیم، و روایت صحیح السند طبرانی در «المعجم الکبیر» و نیز روایت ابن مغازلی را به خاطر کوتاه بودنشان در شمار روایات خطبه غدیر داخل نکنیم.

بنابراین، فقط در صورتی که بحث خود را متوقف به منابع موجود بدانیم، باید بگوییم: در میان منابع موجود، متن طولانیِ خطبه غدیر در انحصار مصادر امامی است. آری، در منابع موجود مخالفان متنی از خطبه غدیر با این حجم - حدود ۳۵۰۰ واژه - به چشم نمی‌خورد. اما این امر در حالی است که داده‌ها و گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که چنین خطبه ای در منابع متقدم اهل تسنن ثبت و ضبط شده است.

سیر ضبط مکتوب خطبه طولانی غدیر

در مورد سیر ضبط مکتوب خطبه طولانی غدیر باید گفت:

  1. آن چنان‌که از گزارش‌های موجود بر می‌آید، خطبه طولانی غدیر نخستین بار توسط احمد بن محمد طبری معروف به خلیلی (م ۲۷۵ ق)[۳] در کتاب «مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام» گرد آمده است. کتاب او - که بی شک یکی از منابع متقدم اهل تسنن به‌شمار می‌آید - توسط شاگردانش جمع‌آوری شده، و پس از آن یک نمونه از این کتاب در سال ۴۱۱هجری قمری در قاهره مورد نسخه برداری قرار گرفته است.[۴] ولی متأسفانه اصل این کتاب هم اینک موجود نیست، و تنها تعدادی از احادیث آن و از جمله خطبه طولانی غدیر در سایر منابع انعکاس یافته و هم اینک موجود است.
  2. پس از او، ابو جعفر محمد بن جریر طبری معروف به طبری آملی صغیر که او را طبری سوم[۵]می‌نامیم، در یکی از آثار خود این خطبه را از استادش ابوالمفضل محمد بن عبداللَّه شیبانی نقل کرده است. متأسفانه خطبه طولانی غدیر در زمره روایاتی است که هم اینک در نسخه‌های موجود آثار او یافت نمی‌شود.
  3. پس از این دو، ابوعلی محمد بن حسن بن علی فَتّال نیشابوری معروف به شیخ شهید محمد فتّال (م ۵۰۸ ق) در کتاب «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین» خطبه طولانی غدیر را بدون ذکر سند از امام باقر علیه السلام نقل می‌نماید. این کتاب ارزشمند در میان آثار موجود شیعه، قدیمی‌ترین کتابی است که مشتمل بر خطبه طولانی غدیر است.

گزارش‌های موجود حاکی از آن است که خطبه طولانی غدیر توسط حسن بن ابی طاهر احمد جاوانی[۶]در کتاب «نور الهدی و المنجی من الردی» نیز گرد آمده است. درباره مؤلف این اثر اطلاعات کافی در دسترس نیست. تنها از پاره ای از شواهد بر می‌آید که جاوانی از اندیشمندان شیعی غیر معروفی است که در قرن ششم وفات کرده است. اگرچه اصل این کتاب هم اینک موجود نیست، اما تمام یا بخش عمده ای از روایات آن موجود است.

احمد بن علی طبرسی[۷] (م ۵۸۸ ق) در کتاب «الاحتجاج علی اهل اللجاج» نیز از دیگر مؤلفانی است که خطبه طولانی غدیر را با ذکر سند از امام باقر علیه السلام نقل کرده است.

پس از طبرسی و جاوانی، سید علی بن طاووس (م ۶۶۴ ق) در کتاب «الیقین باختصاص مولانا علی علیه السلام بإمرة المؤمنین» به نقل از کتاب «المناقب» تألیف احمد بن محمد طبری، سند دیگری از خطبه طولانی ارائه کرده است. این سند اگر چه با سندی که مرحوم طبرسی ارائه کرده تفاوت دارد، اما طریق جدیدی از نقل این خطبه را به دست نمی‌دهد؛ زیرا مؤلف «الیقین» نیز این خطبه را همانند مؤلف «الاحتجاج» از علقمة بن محمد حضرمی از امام باقر علیه السلام[۸] نقل می‌نماید.

سید بن طاووس پس از اتمام نگارش این کتاب، در اثر دیگری با عنوان «التحصین لاسرار ما زاد من کتاب الیقین» خطبه طولانی غدیر را از زید بن ارقم و ابن امرأة زید بن ارقم و به نقل از کتاب «نور الهدی» تألیف حسن بن احمد جاوانی آورده است.

بنابراین تا زمان وفات سید بن طاووس خطبه طولانی غدیر دست کم در دو منبع غیر موجود به نام‌های «المناقب» و «نورالهدی»، و در چهار منبع موجود و در دسترس به نام‌های «روضة الواعظین» و «الاحتجاج» و «الیقین» و «التحصین» انعکاس یافته است. اثری از آثار طبری سرم که برخی آن را کتاب «دلائل الامامة» دانسته‌اند. و نیز کتابی چاپ نشده به نام «المزار» که منسوب به قطب الدین است، باید به فهرست فوق اضافه گردد.

تمامی مصنفانی که پس از سید بن طاووس به گردآوری و ضبط خطبه طولانی غدیر روی آورده‌اند، حداکثر با همین اسناد و طرق به نقل آن پرداخته‌اند؛ بنابراین، پس از سید بن طاووس، سند یا طریق جدیدی برای این خطبه توسط هیچ‌یک از مؤلفان شیعی و غیر شیعی ارائه نمی‌شود.

بررسی آثار موجود در دسترس نشان می‌دهد که در مدت زمان ۴۴۶ ساله میان وفات سید بن طاووس و در گذشت مجلسی دوم، دست کم نُه منبع مهم دیگر این خطبه را در خود جای داده‌اند؛ یعنی به‌طور متوسط، حدوداً هر پنجاه سال یک منبع.

پژوهشی در اعتبار اسناد خطبه طولانی غدیر

پس از گذری کوتاه بر سیر ضبط مکتوب خطبه طولانی غدیر، اینک با تفصیل بیشتری در خصوص روایات موجود در آن چهار منبع در دسترس سخن خواهیم گفت. در این‌جا پس از ارائه نکاتی در باب مؤلف کتاب و انگیزه گردآوری کتاب او، اسناد خطبه غدیر را یک به یک، مورد بررسی قرار می‌دهیم:

پژوهشی در سند خطبه طولانی غدیر در «التحصین» بر پایه نظریه اطمینان

در میان آثار موجود، «التحصین» آخرین منبعی است که سند جدیدی از خطبه طولانی غدیر ارائه کرده است. این کتاب با هدفی که «الیقین» به دنبال آن بوده گرد آوری شده است.[۹] سید بن طاووس پس از اتمام نگارش «الیقین» آن چنان‌که خود بیان کرده، با روایات فراوان دیگری مواجه می‌شود که هم مضمون روایات کتاب «الیقین» است. اما یا آن‌ها را در کتاب «الیقین» نیاورده، یا با طریقی دیگر آن را نقل کرده است.

از این رو، به جهت آن که این روایات از بین نروند، آن‌ها را در کتاب جدیدی با عنوان «التحصین لاسرار ما زاد من کتاب الیقین» جمع می‌نماید.[۱۰] پیش از بحث در خصوص مصدر، سند و راویان این خطبه شریف در کتاب «التحصین»، لازم است در خصوص نظریه اطمینان بحث شود. چرا که - آن چنان‌که در ادامه خواهد آمد - سند این روایت بر پایه نظریه مذکور «موثوق به» است.

نظریه اطمینان

نظریه اطمینان از دیرباز، بی آن که عنوان خاصی برای آن وضع شود، کاربرد داشته است. ردّ پای بهره‌گیری و احتجاج به این نظریه از دوره متقدمان فریقین قابل پیگیری است. خلاصه تقریر این نظریه چنین است:

هر گاه یک روایت از حیث معیارهای کمّی در نقل حدیث معتبر نباشد، اعتبار آن متوقف بر توثیق راویان آن خبر یا توثیق صدور آن است. توثیق راویان یک روایت از طرق گوناگون خاصه و عامه؛ اعم از رأی قدما و قول اهل خبره قابل طرح است. یکی از راه‌های حصول وثاقت راوی اطمینان شخصی است. آنچه که مسلم است، هر گاه تعمد بر کذب در نقل یک راوی ضابط وجود نداشته باشد، آنگاه نسبت به صدق آن راوی اطمینان یا قطع حاصل خواهد شد.

اگر این اطمینان، متوقف بر معیارهای اخلاقی و پاره‌ای از خصیصه‌های راوی باشد، در تمام نقل‌های او جاری خواهد بود. برای مثال، جناب «معروف بن خرّبوذ» - که در سند روایت خطبه کوتاه غدیر در «المعجم الکبیر» طبرانی و «الخصال» مرحوم صدوق مذکور است - به سبب ویژگی‌های اخلاقی او تمامی نقل‌های او معتبر است؛ زیرا با توجه به شواهد گوناگون اطمینان حاصل می‌شود که وی فردی مورد وثوق و عادل است، و اطمینان داریم که وی به هنگام نقل حدیث تعمّد بر کذب ندارد.

اما نوع دیگری از اطمینان به صدق راوی نیز مفروض است، که مبتنی بر متن و در موردی خاص حاصل می‌شود. بدیهی است که این اطمینان موردی است، و در مورد سایر نقل‌های راوی کاربردی ندارد. این نوع خاص از اطمینان وقتی حاصل می‌شود که با دلایلی ثابت شود که راوی مورد نظر، به‌طور خاص و هنگام نقل یک روایت نمی‌توانسته است تعمد بر کذب داشته باشد؛ زیرا به‌طور مثال آنچه او نقل کرده نصاً و قطعاً بر خلاف باورهای او و به ضرر او بوده است.

برای نمونه، نقل فضائل خاصه امیر المؤمنین علیه السلام از زبان دشمنان سرسخت و متعصب ایشان - که یا دلالت قطعی بر ولایت آن حضرت یا ضرر قابل اعتنایی برای راوی مورد بحث داشته باشد - چنین حالتی را در پی دارد و ما به صدق موردی آن راوی در هنگام این نقل اطمینان پیدا می‌کنیم.

پس ما در مواجه با چنین نقلی از سوی این راوی که دشمن علی الاطلاق حضرت امیر علیه السلام است، سخن او را اصالتاً محکوم به صحت قلمداد می‌کنیم. چه این که عقلاً مورد پذیرش نیست که این راوی مطلبی را که کاملاً به ضرر خود او یا به ضرر مسلمات عقیدتی مکتب او است، عمداً جعل کرده باشد. توجه شود که این مثال تنها یکی از حالت‌های ممکن برای اطمینان موردی به یک راوی است.

بنابراین و به‌طور کلی، اگر یک راوی ضابط که در میان هم کیشان خود مطرود نیست و شهرت به ضعف ندارد ناقل خبری باشد که آن خبر نصاً و قطعاً بر خلاف مسلمات عقاید او دلالت کند، نقل او به‌طور خاص در این مورد محکوم به صدق و حجت است؛ زیرا طبق نظریه یاد شده، بر عدم تعمّد بر کذب او در این مورد اطمینان حاصل می‌شود.

حال در خصوص خطبه طولانی غدیر باید بگوییم: با توجه به مجموعه فرازهای سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله در این روایت که نصاً و قطعاً بر خلاف مسلمات اعتقادی عامه می‌باشد، نسبت به وثاقت موردی راویان مخالف حاضر در این سند اطمینان حاصل می‌شود. چه این که اگر چه ایشان به‌طور خاص و مبتنی بر مبانی رجالی اصحاب امامیه توثیق نشده‌اند - یعنی اساساً وثاقت یا عدم وثاقت ایشان مورد بحث واقع نشده است - اما به واسطه اعتبار و وثاقت آنان نزد اهل عامه و مخالفت عقیدتی شان با نصوص مطرح شده در خطبه غدیر، نسبت به صدق و صحت نقل آنان در هنگام گزارش این خطبه اطمینان حاصل می‌شود.

لازم است ذکر شود که وثاقت یک راوی به‌طور کلی، مبتنی بر دو جهت است: یکی این که راوی ضابط باشد؛ یعنی ضبط او از حد عرف پایین‌تر نباشد. دوم این که راوی به هنگام نقل حدیث تعمد بر کذب نداشته باشد.

بنا بر این اصل همه راویان ضابط هستند، مگر این که دلیلی بر خلاف آن اقامه شود؛ لذا در صورتی که تعمّد بر کذب در نقل یک راوی منتفی باشد یا دست کم بر عدم تعمد بر کذب او به هنگام نقل حدیث اطمینان حاصل گردد، نقل این راوی محکوم به صدق و حجت است.

نظریه یاد شده یکی از موارد حصول اطمینان به عدم تعمد بر کذب از سوی روات است، که به‌طور موردی وثاقت روات را در نقل یک خبر خاص ثابت می‌کند. سند خطبه طولانی غدیر بر پایه نظریه اطمینان موثوق به است؛ زیرا ناقلان شیعه این روایت بنا بر منطق رجالی شیعه مورد وثوق هستند، و سایر روات این خطبه که از بزرگان اهل تسنن هستند، همگی مورد وثوق مخالفان بوده، و طبق نظریه یاد شده به عدم تعمد بر کذب ایشان در نقل این خبر اطمینان حاصل می‌شود.

در ادامه تفصیلاً سند این خطبه مورد بررسی واقع می‌شود:

مصادر اخذ خطبه طولانی غدیر در «التحصین»

سید بن طاووس این خطبه را از کتاب «نور الهدی و المنجی من الردی» تألیف حسن بن ابی طاهر احمد بن محمد نقل کرده است. وی در ابتدا کتاب «التحصین» در این خصوص این گونه نوشته است: «رَأَيْنَا ذَلِكَ فِى كِتَابِ «نُور اَلْهُدَى وَ اَلْمَنْجَى مِنَ اَلرَّدَى» تَأْلِيفُ اَلْحَسَنِ بْنِ ابى طَاهِر احْمَدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ الجاوابى»[۱۱] «وَ عَلَيْهِ خَطُّ اَلشَّيْخِ اَلسَّعِيدِ اَلْحَافِظِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ الْكَمالِ»[۱۲] «بْنِ هَارُونَ وَ انَّهُمَا قَدِ اِتَّفَقَا عَلَى تَحْقِيقِ مَا فِيهِ وَ تَصْدِيقِ مَعَانِيهِ».

نتیجه پژوهش در سند خطبه طولانی غدیر در «التحصین»

آخرین سند ارائه شده از طولانی‌ترین ضبط خطبه غدیر را سید بن طاووس در کتاب «التحصین» به صورت «وجاده» از کتاب «نور الهدی» جاوانی دریافت و نقل کرده است. انتساب این کتاب را به جاوانی، ابن کآل - اندیشمند مشهور امامی سده شش مورد تأیید قرار داده است. شواهد ارائه شده گویای آن است که «جاوانی» این خطبه را از یکی از آثار طبری سوم ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری - اندیشمند امامی مذهب سده پنجم هجری - اخذ کرده است.

بررسی‌های رجالی حاکی از آن است تنها راوی شیعی این روایت، به نام ابو المفضل شیبانی - شیخ ممدوح طبری سوم - مورد وثوق است، و تضعیفات یاد شده پیرامون او محل اعتنا نیست. در سایر طبقات این روایت نیز حداقل یک راوی مخالف وجود دارد، که طبق مبانی رجالی مخالفان مطرود و مجروح نیست. در نتیجه، با تکیه بر نظریه اطمینان و انتفای تعمّد بر کذب در تمامی طبقات آن سند روایت مورد بحث، «موثوق به» است. اکنون و پس از بررسی سند خطبه طولانی غدیر در «التحصین»، سایر اسناد این خطبه را در منابع دیگر بررسی می‌کنیم:

«روضة الواعظین» و خطبه طولانی غدیر

همان‌طور که گفته شد «روضة الواعظین» فتّال نیشابوری، نخستین منبع موجود انعکاس دهنده خطبه طولانی غدیر است. فتّال نیشابوری در سال ۵۰۸ هجری توسط شهاب الاسلام عبدالرزاق بن اسحاق طوسی، برادرزاده خواجه نظام الملک طوسی به شهادت رسیده است.[۱۳]

از آنچه ابن شهرآشوب"(ت ۴۸۸ یا ۴۸۹ - م ۵۸۸ ق) شاگرد فتّال نیشابوری در کتاب «المناقب» متذکر شده، ثابت می‌شود که او از شاگردان شیخ طوسی بوده و اجازه نقل حدیث نیز از او داشته است.[۱۴] در نتیجه، پیوند علمی او با دوره متقدمین شیعه پیوندی بی واسطه و محکم است. اما آنچه درباره نقل حدیث وی از سید مرتضی (م ۴۳۶ ق) ادعا شده قابل اثبات نیست؛ زیرا از فاصله فراوان هفتاد و دو ساله میان شهادت فتّال نیشابوری تا وفات سید مرتضی که درگذریم، تنها شاهد ادعا کنندگان برای ارتباط علمی بین فتّال و سید مرتضی مطلبی است که ابن شهرآشوب در مقدمه کتاب «المناقب» آورده است.

عده ای ادعا کرده‌اند که ابن شهر آشوب در این بخش از کتاب خود گفته است که فتّال نیشابوری از سید مرتضی نقل حدیث کرده است. در حالی که دقیقاً در همین بخش از کتاب ابن شهر آشوب برای دو مرتبه تصریح شده که فتّال نیشابوری به واسطه پدرش حسن بن علی فارسی، از سید مرتضی نقل حدیث می‌کرده است. به نظر می‌رسد ادعا کنندگان به عبارت «عن ابیه» و عبارت «بقراءة ابویهما» در متن مذکور بی‌توجه بوده‌اند.

متن «المناقب» بدین شرح است:

«و اما اسانيد كتب الشريفين المرتضى و الرضى و رواياتهما فعن السيد ابى الصمصام ذى الفقار بن معبد الحسنى المروزى، عن ابى عبداللَّه محمد بن على الحلوانى، و بحق روايتى عن السيد المنتهى عن ابيه ابى زيد و عن محمد بن ]الحسن بن[ على الفتّال الفارسى، عن ابيه الحسن، كليها عن المرتضى. و قد سمع المنتهى و الفتّال بقراءة ابويهما عليه ايضاً... ».[۱۵] همان‌طور که ملاحظه می‌شود، در این بخش از کتاب - که دقیقاً مورد ادعای ادعا کنندگان واقع شده - دو مرتبه تصریح شده که فتال کتب سید مرتضی و سید رضی را با واسطه پدرش نقل می‌نماید!

هم چنین از مقدمه کتاب «روضة الواعظین»بر می‌آید که او در عنفوان جوانی کرسی مجالس درسی داشته، که نسبت به اصول عقیدتی و فروع فقهی شیعه از جانب توده عمومی مردم مکرراً مورد سؤال قرار می‌گرفته است.[۱۶] این نکته که بیانگر تسلط و شهرت علمی فتّال در عهد جوانی است، در نهایت انگیزه اصلی نگارش کتاب «روضة الواعظین» می‌شود.

اما متأسفانه او تمامی روایات مندرج در این کتاب را بدون ذکر سند نقل می‌نماید. این امر اگر چه در جای خود و از منظر علم الحدیث عیب بسیار مهمی به‌شمار می‌آید، اما نکته ای که او به عنوان مؤلف کتاب در مقدمه آن متذکر می‌شود تا حدی این عیب را مرتفع می‌سازد. او در مقدمه، پس از آنکه به ذکر هدفش از تألیف «روضة الواعظین» می‌پردازد می گوید: هنگام تألیف کتاب سند روایات را ذکر نکردم، زیرا هنگامی که خبری معروف و مشهور و شناخته شده باشد ذکر سند آن ضروری نیست.

متن دقیق نوشتار او چنین است: «... و انا ان شاء اللَّه افتتح لكل مجلس منها بكلام اللَّه تعالى، ثم بآثار النبى صلى الله عليه و آله و الائمة عليهم السلام محذوفة الاسانيد. فان الاسانيد لا طائل فيها اذا كان الخبر شائعاً ذائعاً …»[۱۷] از این توضیح، دو نکته در خصوص خطبه طولانی غدیر قابل برداشت است:

  • یکی این که سند خطبه طولانی غدیر در نزد فتّال موجود بوده، و وی به گمان عدم ضرورت ذکر سند از آوردن آن در کتاب خود اجتناب ورزیده است.
  • دوم این که خطبه طولانی غدیر حدیثی مشهور و معروف در میان متقدمان شیعه بوده است.

«الاحتجاج» و خطبه طولانی غدیر

در میان آثار موجود کتاب «الاحتجاج» نخستین اثری است که خطبه طولانی غدیر را با ذکر سند نقل کرده است. مرحوم طبرسی در مقدمه، انگیزه خود را از تألیف این کتاب این گونه بیان کرده است: آنچه باعث شد من چنین کتابی را تألیف کنم، روگردانی جماعتی از شیعیان از استدلال و بحث با مخالفان است. آنان معتقدند پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام هیچ‌گاه احتجاج و جدال نکرده‌اند، و به شیعه نیز چنین اجازه ای نداده‌اند و شیعیان را از این کار بازداشته اند. از این رو تصمیم گرفتم در یک کتاب بحث‌های بزرگان را با مخالفان در اصول و فروع دین جمع کنم….[۱۸]

مرحوم طبرسی در ادامه متذکر می‌شود که نهی اهل بیت علیهم السلام از مجادله با مخالفان تنها متوجه افراد ضعیف قوم بوده است. وی در انتهای مقدمه از شیوه نقل روایات و ذکر اسناد آن در این کتاب، تصریح کرده که بسیاری از روایات این کتاب را به سبب وجود اجماع یا موافقت با عقل یا شهرت در نقل، بدون سند ذکر کرده است. ترجمه گفتار او چنین است:

اسناد اکثر روایاتی که در این کتاب وارد می‌شود نمی آوریم، زیرا یا اجماع بر آن‌ها هست، یا موافق عقل است یا در کتب مخالف و موافق مشهور است. به جز روایات تفسیر امام عسکری علیه السلام که از حیث شهرت در حد بقیه روایات کتاب نیستند.[۱۹] البته خوشبختانه روایت خطبه غدیر، با آن که در تفسیر امام عسکری علیه السلام نبوده با ذکر سند در این کتاب ثبت و ضبط شده است.

بررسی سند خطبه طولانی غدیر در «الاحتجاج»: مرحوم ابومنصور طبرسی - مؤلف «الاحتجاج» - سند خطبه طولانی غدیر را بدین شرح ذکر کرده است:

«حدثنى السيد العالم العابد ابوجعفر مهدى بن ابى‌حرب الحسينى المرعشى رضى اللَّه عنه،[۲۰] قال: اخبرنا الشيخ ابو على الحسن بن الشيخ السعيد ابى جعفر محمد بن الحسن الطوسى رضى اللَّه عنه،[۲۱] قال: اخبرنى الشيخ السعيد الوالد ابو جعفر قدس اللَّه روحه،[۲۲] قال: اخبرنى جماعة عن ابى محمد هارون بن موسى التلعكبرى،[۲۳] قال: اخبرنا ابو على محمد بن همّام،[۲۴] قال: اخبرنا على السورى،[۲۵] قال: اخبرنا ابو محمد العلوى[۲۶]من ولد الافطس و كان من عباد اللَّه الصالحين، قال: حدثنا محمد بن موسى الهمدانى، قال: حدثنا محمد بن خالد الطيالسى،[۲۷] قال: حدثنا سيف بن عميره[۲۸] و صالح بن عقبة[۲۹]جميعاً، عن قيس بن سمعان،[۳۰] عن علقمة بن محمد الحضرمى،[۳۱] عن ابى جعفر بن على، انه قال: ...».

چند نکته راجع به سند «الاحتجاج»:

  1. نکته اول: سند ارائه شده توسط ابو منصور طبرسی در یک طبقه حاوی عبارت «اخبرنی جماعة» است. در این روایت مرحوم شیخ طوسی با قید واژه «جماعة» از ذکر نام روات واسطه میان خود و جناب تلعکبری خودداری کرده است. از آن جایی که عباراتی چون «عدة»، «غیر واحد» و «جماعة» دست کم به سه نفر اطلاق می‌شود. بنا بر نظر اعیان رجالی معاصر[۳۲] وضعیت سند در این طبقه «معتبر» است.[۳۳]
  2. نکته دوم: یکی از روات مذکور در سند این خطبه به نام علی سوری ناشناخته است.
  3. نکته سوم: هم چنین دو تن از روات مذکور در سند این خطبه به نام‌های قیس بن سمعان و علقمة بن محمد حضرمی «مجهول الوثاقة» هستند.
  4. نکته چهارم: محمد بن موسی همدانی دیگر راوی این روایت از سوی ابن ولید[۳۴] و شیخ صدوق[۳۵] و ابن غضائری[۳۶]و شیخ طوسی[۳۷] متهم به کذب و وضع حدیث است. نجاشی[۳۸] ضمن نقل نظر سایر دانشمندان رجالی در خصوص کذاب بودن او، با عبارت «و اللَّه اعلم» دیدگاه خود را به‌طور قطعی اظهار نکرده است. علامه حلّی[۳۹] نیز به صراحت او را تضعیف کرده، ولی در خصوص کذّاب بودن او همان روش نجاشی را در پی گرفته است. نکته شگفت در کلام نجاشی آن جاست که می‌نویسد: ضعّفه القمّیّون بالغلوّ …. و سپس در ادامه می‌گوید: له … کتاب «الردّ علی الغلاة». حال چگونه ممکن است گروهی وی را متهم به غلو بپندارند، در حالی که کتابی در ردّ غلات نوشته است؟ لذا برخی همچون مؤلف «مشایخ الثقات» کوشیده‌اند تا ضعف‌های متوجه او را نپذیرند و او را به سبب وجود نامش در شمار راویان «کامل الزیارات» شخصی مورد وثوق معرفی نمایند.[۴۰] به نظر می‌رسد چنین تلاش‌هایی برای توثیق او چندان فایده بخش نیست. بحث پیرامون روات «کامل الزیارات» از حوصله این بحث خارج است.
  5. نکته پنجم: صالح بن عقبه یکی دیگر از روات این سند نیز از سوی متقدمان و متأخران شیعه تضیف شده است. ابن غضائری[۴۱] و ابن داود[۴۲] و علامه حلی[۴۳]او را به غلوّ، کذب و کثرت در نقل احادیث منکر وصف کرده‌اند. البته جرح نسبت داده شده به او به هیچ وجه آسیب زننده نیست، زیرا تضعیفات ابن داود و علامه حلی در مورد او به پیروی از رأی ابن غضائری است، و انتساب کتاب رجال موجود به ابن غضائری مورد تأیید نیست.[۴۴] لذا هیچ‌یک از تضعیفات معطوف به او قابل اعتنا نیست. هم چنین باید توجه نمود که صالح بن عقبه به همراه سیف بن عمیره در سند این روایت در یک طبقه قرار دارد، و وثاقت سیف بن عمیره ثابت شده است. شیخ طوسی[۴۵] و نجاشی[۴۶] سیف بن عمیره را توثیق کرده‌اند. در نتیجه همان گونه که ملاحظه می‌شود، طبق دیدگاه رجالی مشهور متأخران امامی اعتبار این سند در دست نیست.

«الیقین» و خطبه طولانی غدیر

«الیقین باختصاص مولانا علی علیه السلام بامرة المؤمنین» سومین اثر موجود است که خطبه طولانی غدیر را در خود جای داده است. آن چنان‌که از نام این کتاب پیداست، هدف و انگیزه سید بن طاووس از نگارش این کتاب گردآوری روایاتی است که ثابت می‌کند لقب «امیرالمؤمنین» تنها به حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام اختصاص دارد، و این عنوان را شخص پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت امیر علیه السلام نسبت داده است. او خود می‌نویسد:

سنّ من از هفتاد سال تجاوز کرده است. شنیده‌ام که برخی از مخالفان در کتاب‌هایشان نوشته‌اند که سرور ما پیامبر صلی الله علیه و آله در طول زندگانی خود مولای ما علی علیه السلام را به امیرالمؤمنین بودن نام گذاری نکرده است. واقعاً نمی‌دانم این سخن را از روی عناد گفته‌اند یا از کوتاهی و قصور در معرفت و تلاش.[۴۷]به نظر می‌رسد روی این سخن سید با ابن ابی الحدید معتزلی است،[۴۸] و او این اثر را در ردّ او نوشته باشد. چرا که ابن ابی الحدید در «شرح نهج البلاغة» کلامی مشابه آنچه سید در پی نقد آن بوده از خود جای به گذاشته است: و تزعم الشیعة انه خوطب فی حیاة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله بأمیرالمؤمنین؛ خاطبه بذلک جملة المهاجرین و الانصار. و لم یثبت ذلک فی اخبار المحدثین.[۴۹]

از این رو سید بن طاووس در «الیقین» کوشیده تا روایات مندرج در آن را حتی الامکان از منابع و روات مخالفان ذکر کند. یکی از آثاری که سید بن طاووس از آن به دفعات بهره گرفته کتاب «مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام» تألیف احمد بن محمد طبری است، که خطبه طولانی را نیز از این کتاب نقل کرده است. تحقیقات نشان می‌دهد که وی به احتمال همان ابو عبداللَّه احمد بن محمد بن غالب بن خالد بن مرداس باهلی بصری معروف به غلام خلیل، از اندیشمندان سده سوم هجری اهل تسنن و متوفای شب بیست و دوم ماه رجب سال ۲۷۵ است.[۵۰] در نتیجه خطبه طولانی غدیر در آثار قرن سوم اهل تسنن با سند متصل انعکاس یافته است.

بررسی سند خطبه طولانی غدیر در «الیقین»

همان‌طور که گفته شد، سند «الیقین» مانند سند «الاحتجاج» از طریق علقمة بن محمد از امام باقر علیه السلام نقل شده است. سید بن طاووس - مؤلف «الیقین» - سند خطبه طولانی غدیر را بدین شرح ذکر کرده است:حدثنا احمد بن محمد الطبری،[۵۱] «قال: اخبرنی محمد بن ابی بکر بن عبد الرحمن، قال: حدثنی الحسن بن علی ابو محمد الدینوری، قال: حدثنا محمد بن موسی الهمدانی، قال: حدثنا محمد بن خالد الطیالسی، قال: حدثنا سیف بن عمیره، عن عقبه، عن قیس بن سمعان، عن علقمة بن محمد الحضرمی، عن ابی جعفر محمد بن علی‌علیه السلام، قال ….»

چند نکته راجع به سند «الیقین»

  1. نکته اول: محمد بن موسی الهمدانی و علقمه بن محمد الحضرمی که در سند «الاحتجاج» حضور داشتند، در این سند نیز حاضر اند. در نتیجه، سند این روایت نیز با همان وضعیت روبرو است.
  2. نکته دوم: در انتهای سند کتاب «الیقین» آمده است: سیف بن عمیرة، عن عقبة، عن قیس بن سمعان. در حالی که این قسمت از سند در «الاحتجاج» بدین شکل آمده است: حدثنا سیف بن عمیرة و صالح بن عقبة، جمیعاً عن قیس بن سمعان. به نظر می‌رسد سند «الیقین» در این قسمت دچار تصحیف یا اشتباه در نسخه برداری شده باشد.

به نظر می‌رسد هم ضبط «الاحتجاج» و هم ضبط «الیقین» در این قسمت از سند خالی از اشکال نیست. شاید این قسمت از سند به شکل «سیف بن عمیرة و صالح بن عقبة بن قیس بن سمعان، جمیعاً عن علقمة بن محمد الحضرمی»" بوده باشد، زیرا به نظر می‌رسد «قیس بن سمعان» به عنوان پدربزرگ صالح بن عقبه، از حیث طبقه یا مقدم بر امام باقر علیه السلام است، یا حداکثر هم طبقه با ایشان است، و شگفت‌آور است که او به واسطه علقمه از امام باقر علیه السلام نقل حدیث کند. هم چنین هرگز مشاهده نشده است که سیف بن عمیره مستقیماً و بدون واسطه از قیس بن سمعان نقل حدیث کرده باشد. احتمال دیگری که برای این قسمت از سند وجود دارد که بدین شکل است: «سیف بن عمیرة و صالح بن عقبة، جمیعاً عن عقبة بن قیس بن سمعان، عن علقمة بن محمد الحضرمی».

نتیجه بحث پیرامون اسناد خطبه طولانی غدیر

  • الف. خطبه طولانی غدیر در یکی از منابع متقدم اهل تسنن ثبت و ضبط شده است. ولی هم اینک آن منبع موجود نیست، و آن «المناقب» اثر احمد بن محمد طبری است. با شواهدی که ارائه شد، این خطبه غدیر در زمان متقدمین شیعه، شهرت داشته است.
  • ب. سند دو روایت از سه روایت موجود از خطبه طولانی غدیر، مرجوح ادعا شده است. اما این امر لزوماً آسیبی به مقبولیت یا اعتبار آن دو روایت نمی‌زند. توجه شود که ضعف یاد شده در برخی از اسناد خطبه طولانی غدیر به هیچ وجه دلیلی بر عدم اعتبار این خطبه شریفه نیست. بلکه صرفاً بدین معنی است که خطبه طولانی غدیر از طریق راویانی به دست ما رسیده که توانایی آن‌ها بر ضبط یا وثاقتشان برای ما ثابت نشده است.
  • ج. روایت مندرج در کتاب «التحصین» روایتی مورد وثوق و معتبر است. چه این که تعمد بر کذب در نقل این روایت در هیچ‌یک از طبقات سند آن محتمل نیست.
  • د. ادعای استفاضه برای این خطبه شریف سخن عجیبی است که از سوی برخی ارائه شده است. از آن جایی که در برخی از طبقات خطبه طولانی غدیر تنها دو راوی وجود دارد، بنابر این به هیچ وجه نمی‌توان آن را «مُستفیضه» برشمرد. چنانچه سند خطبه متوسط را به اسناد خطبه طولانی داخل کنیم، آن گاه مشترکات این دو متن به حدّ نازل استفاضه می‌رسد.

منابع

ناگفته‌هایی از اسناد خطبه غدیر (موّحدی): ص ۸۳–۱۵۰.


پانویس

  1. نور الامیر فی تثبیت خطبة الغدیر (تقدمی معصومی): ص ۵۳.
  2. نور الامیر فی تثبیت خطبة الغدیر (تقدمی معصومی): ص ۴۹.
  3. اگر چنانچه او را همان احمد بن محمد بن غالب باهلی معروف به غلام خلیل بدانیم، سال وفات او ۲۷۵ هجری قمری است. در این صورت وی با مؤلفان صحاح سته، از جمله بخاری و مسلم و ابن ماجه و ابو داود هم طبقه بوده، و مستقیماً از عثمان بن ابی شیبه نقل حدیث می‌کرده است. در غیر این صورت اطلاعاتی در خصوص سال وفات او در دسترس نیست. ما در خصوص او به تفصیل سخن خواهیم گفت.
  4. نذکر منه ما یختصّ بتسمیة مولانا علی بامیر المؤمنین اول اسانید هذا الکتاب: حدثنا احمد بن محمد الطبری المعروف بالخلیلی، و قال فی آخره: و کان الفراغ من نسخه فی ربیع الآخر سنة احدی عشرة و اربع مائة بالقاهرة …. الیقین (سید بن طاووس): ص ۳۱۶. علامه امینی می‌گوید: و رواه احمد بن محمد الطبری الشهیر بالخلیلی فی کتاب مناقب علی بن ابی طالب، المؤلف سنة ۴۱۱ بالقاهرة…. الغدیر: ج ۱ ص ۲۷۰.
  5. مصنفان فراوانی در حال حاضر در عنوان طبری مشترک هستند. محمد بن جریر بن یزید آملی طبری، تاریخ‌نگار مشهور سنی (ت ۲۲۴ - م ۳۱۰ ق) است. اگر او را بنا بر مشهور طبری اول بنامیم، آن گاه محمد بن جریر بن رستم طبری آملی معروف به طبری آملی کبیر، از اندیشمندان گران‌قدر قرن سوم و چهارم شیعه را باید طبری دوم نام نهیم. این اندیشمند شیعی، با مرحوم کلینی (م ۳۲۹ ق) و جناب حسین بن روح نائب سوم (م ۳۲۶ ق) هم عصر بوده است. طبری سوم نیز که نام او و نام پدر و پدر بزرگش با طبری دوم مشابهت دارد، جناب محمد بن جریر بن رستم طبری آملی معروف به طبری سوم با نجاشی (م ۴۵۰ ق) و شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) هم طبقه است و نباید او را با طبری دوم اشتباه گرفت. طبری سوم با یک واسطه از شیخ صدوق نقل حدیث می‌کند، و شیخ صدوق نیز با یک واسطه از طبری دوم نقل حدیث می‌نماید. در نتیجه میان طبری دوم و سوم، سه واسطه وجود دارد. طبری چهارم نیز ابوجعفر عماد الدین طبری آملی از اندیشمندان شیعی قرن ششم و نویسنده کتاب «بشارة المصطفی صلی الله علیه وآله لشیعة المرتضی علیه السلام» است. طبری چهارم شاگرد فرزند شیخ طوسی معروف به مفید دوم است. متأسفانه اطلاع دقیقی از زمان وفات هیچ‌یک از طبری‌های شیعی مذکور وجود ندارد، و تنها می‌دانیم طبری چهارم تا سال ۵۵۳ زنده بوده است.
  6. جاوانی هم ضبط شده است. در ادامه مدارک آن ارائه می‌گردد.
  7. وی ابو منصور احمد بن علی طبرسی است که با امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی (م ۵۴۸ ق) مؤلف مشهور «مجمع البیان» هم عصر است. این دو اندیشمند شیعی اگر چه در یک دوره می‌زیستند و هر دو در عنوان «الطبرسی» اشتراک داشته و هر دو از اساتید ابن شهر آشوب شمرده می‌شوند، اما احتمال وحدت ایشان کاملاً و قطعاً مردود است. به‌طور کلی در میان متقدمان و متأخران شیعی هفت اندیشمند در عنوان «الطبرسی» اشتراک دارند که باید هنگام ذکر نام ایشان وجوه تمایز آنان به قدر لزوم بیان شود.
  8. بنا به نظر برخی صاحب نظران، طریق چنین روایتی باید به صورت امام باقر علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه وآله در نظر گرفته شود. صرف نظر از درستی و اتقان چنین نظری در سراسر این اثر، این طریق به صورت علقمه از امام باقر علیه السلام خوانده می‌شود.
  9. در ادامه به هدف تألیف کتاب «الیقین» خواهیم پرداخت.
  10. و کنت قد وجدت نحو خمسین حدیثاً فی معانی ابواب کتاب الیقین. مصنفها غیر من ذکرناه، اذ طرقها غیر ما تضمّنه ما رویناه فیه عن المخالفین او الموافقین و اشفقت ان تضیع باهمالها و انه لا یظفر غیرنا بحالها، و ان اکون یوم القیامة مطالباً بجمع شتاتها و نفع مهماتها. التحصین (سید بن طاووس): مقدمه مؤلف.
  11. در دو کتاب «ریاض العلماء» و «الثقات العیون» به صورت «جاوابی» «ذکر شده است. ولی علامه طهرانی در «الذریعة» نام او را «جاوانی» ضبط کرده است. ریاض العلماء: ج ۱ ص ۱۵۶. الثقات العیون: ص ۵۴. الذریعة: ج ۲۶ ص ۳۸۷.
  12. در نسخه مخلوط «التحصین» که در کتاب «خاتمة المستدرک» تألیف میرزا حسین نوری طبرسی: ج ۳ ص ۲۷، از آن یاد شده است و «المعروف بابن الکِآل» آمده است.
  13. محمد بن احمد بن علی الفتّال النیسابوری المعروف بابن الفارسی. متکلم، جلیل القدر، فقیه، عالم، زاهد، ورع. قتله ابو المحاسن عبدالرزاق رئیس نیسابور الملقب بشهاب الاسلام. رجال ابن داود: ص ۲۹۵، و شهاب الاسلام ابو المحاسن عبدالرزاق بن عبداللَّه بن محمد بن الفقیه، ابن اخی نظام الملک…. معجم الانساب و الاسر الحاکمة: ج ۲ ص ۳۳۹.
  14. ابن شهر آشوب در خصوص نحوه دسترسی و آگاهی او از کتب شیخ طوسی این گونه می‌نویسد: حدثنا ایضاً المنتهی بن ابی زید بن کبابکی الحسینی الجرجانی و محمد بن الحسن الفتّال النیسابوری و جدی شهرآشوب عنه. الشیخ الطوسی ایضاً سماعاً و قراءة و مناولة و اجازة بأکثر کتبه و روایاته. مناقب آل ابی‌طالب (ابن شهرآشوب): ج ۱ ص ۱۲. این مطلب نشان می‌دهد که فتّال نیشابوری اجازه نقل حدیث از شیخ طوسی داشته است.
  15. المناقب (ابن شهرآشوب) : ج ۱ ص ۱۲.
  16. در مقدمه مؤلف چنین آمده است: فانی کنت فی عنفوان شبابی قد اتفقت لی مجالس و عرضت محافل، و الناس یسألوننی عن اصول الدیانات و الفروع عنها فی المقامات. فأجبتهم عنها بجواب یکفیهم و مقال یشفیهم... . روضة الواعظین ( فتّال): ص ۱۵ مقدمة المؤلف.
  17. روضة الواعظین (فتّال): ص ۱۵ مقدمة المؤلف.
  18. ان الذی دعانی الی تألیف هذا الکتاب عدول جماعة من الاصحاب عن طریق الحجاج جدا و عن سبیل الجدال و ان کان حقاً. و قولهم ان النبی صلی الله علیه و آله و الائمة علیهم السلام لم یجادلوا قط و لا استعملوه. و لا للشیعة فیه اجازة، بل نهوهم عنه و عابوه. فرأیت عمل کتاب یحتوی علی ذکر جمل من محاوراتهم فی الفروع و الاصول مع اهل الخلاف و ذوی الفضول. قد جادلوا فیها بالحق من الکلام و بلغوا غایة کل مرام. الاحتجاج (طبرسی): مقدمه مؤلف.
  19. و لا نأتی فی اکثر ما نورده من الاخبار بإسناده، اما لوجود الاجماع علیه او موافقته، لما دلّت العقول الیه، او لاشتهاره فی السیر و الکتب بین المخالف و المؤالف. الا ما اوردته عن ابی‌محمد الحسن العسکری‌علیه السلام. فانه لیس فی الاشتهار علی حد ما سواه، و ان کان مشتملاً علی مثل الذی قدمناه. فلاجل ذلک ذکرت اسناده فی اول جزء من ذلک دون غیره، لان جمیع ما رویت عنه‌صلی الله علیه وآله انما رویته باسناده واحد من جمله الاخبار آلتی ذکرها فی تفسیره. الاحتجاج (طبرسی): مقدمه مؤلف.
  20. مهدى بن الحسن بن ابى‌الحرب المرعشى. عدّه المحقق الوحيد من اجلاء الطائفة و من مشايخ الاجازة من مشايخ الطبرسى. و قد وصف بالعالم العابد العادل الموثق. يروى عن الشيخ الصدوق ابى‌عبداللَّه جعفر بن محمد بن احمد الدوريستى، عن ابيه، عن الشيخ ابى‌جعفر محمد بن على بن الحسين بن بابويه القمى. الرجال (مامقانى): ج ۳ ص ۲۶۱.
  21. الشيخ ابوعلى الحسن بن محمد بن الحسن الطوسى، كان عالماً فاضلاً فقيهاً محدثاً جليلاً ثقة. له كتاب «الامالى» «و «شرح النهاية». قرأ على والده جميع تصانيفه، و اليه ينتهى اكثر الاجازات عن الشيخ الطوسى. تنقيح المقال: ج ۱ ص ۳۰۶.
  22. محمد بن الحسن بن على الطوسى ابو جعفر، جليل فى اصحابنا، ثقة، عين، من تلامذة شيخنا ابى عبداللَّه. له كتب. الفهرست (نجاشى): ص ۴۰۳. شيخ الامامية قدس اللَّه روحه، رئيس الطائفة، جليل القدر، عظيم المنزلة، ثقة عين صدوق، عارف بالاخبار و الرجال و الفقه و الاصول و الكلام و الادب، و جميع الفضائل تنسب اليه. الخلاصة (حلى): ص ۱۴۸. ولد فى شهر رمضان سنة ۳۸۵، و قدم العراق سنة ۴۰۸، و بقى فى بغداد مدة، ثم هاجر الى النجف الاشرف و بقى الى ان توفى ليلة الاثنيين الثانى و العشرين من محرم سنة ۴۶۰. كان جهبذة من جهابذة الاسلام و عظيماً من عظماء امة محمدصلى الله عليه وآله. صنّف فى علوم عصره، فكانت مصنّفاته هى الام و المرجع. و لم يجرأ على الافتاء بعده احد من علماء الشيعة الى سنين متمادية، لقوته فى الفقه و اضطلاعه فى العلوم الاسلامية. و كان فضلاء تلامذته - الذين كانوا مجتهدين من الخاصة - يزيدون على ثلاثمائة. الكنى و الالقاب: ج ۲ ص ۳۵۷–۳۵۹.
  23. جليل القدر، عظيم المنزلة، واسع الرواية، عديم النظير، ثقة. الرجال (طوسى): ص ۴۴۹. كان وجهاً فى اصحابنا ثقة معتمداً، لا يطعن عليه. الفهرست (نجاشى): ص ۴۳۹.
  24. ابو على محمد بن ابى بكر همام بن سهيل الكاتب الاسكافى، شيخ اصحابنا و متقدمهم. له منزلة عظيمة. كثير الحديث. ولد يوم الاثنين ۶ ذى‌الحجه سنة ۲۵۸، و توفى يوم الخميس ۱۹ جمادى‌الثانية سنة ۳۳۶. الفهرست (نجاشى): ص ۲۹۴.
  25. لم يذكروه، مهمل.
  26. يحيى المكنى ابا محمد العلوى، من بنى زيارة علوى. سيد متكلم فقيه من اهل نيشابور. له كتب كثيرة، منها كتاب فى المسح على الرجلين فى ابطال القياس، و كتاب فى التوحيد. الفهرست (نجاشى): ص ۳۴۵.
  27. أو عبداللَّه محمد بن خالد الطياسى التميمى، كان يسكن بالكوفة فى صحراء جرم. له كتاب نوادر. مات ليلة الاربعاء ۲۷ جمادى الثانية سنة ۲۵۹، و هو ابن ۹۷ سنة. تنقيح المقال: ج ۲ ص ۱۱۴.
  28. سيف بن عميرة النخعى، عربى ثقة كوفى. روى عن ابى عبداللَّه و ابى الحسن عليهما السلام. له كتاب يرويه جماعات من اصحابنا. الفهرست (نجاشى): ص ۱۴۳.
  29. صالح بن عقبة قيس بن سمعان بن ابى ربيحة، مولى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله. قيل انه روى عن ابى عبداللَّه عليه السلام. له كتاب يرويه جماعة. منتهى المقال: ص ۱۶۳.
  30. روى عنه ابنه عقبة. ذكره النجاشى فى ترجمة صالح بن عقبة بن قيس. معجم الرجال (خوئى): مدخل ۹۶۵۴.
  31. علقمة بن محمد الحضرمى، هو اخو عبداللَّه بن محمد الحضرمى، اختيار معرفة الرجال (كشّى): ص ۳۵۴. امامى صحيح المذهب ظاهراً.
  32. علاوه بر مرحوم خوئی بسیاری از مشایخ رجال نیز چنین نظری دارند.
  33. نظر مشهور در مواجهه با چنین مرسلاتی حکم به استفاضه طبقه مورد نظر است. مرحوم خویی صراحتاً موارد مشابه به این وضعیت را خارج از حالت ارسال دانسته است: … و «اما اذا کان الارسال بمثل عن غیر واحد» …، فهی خارجة عن الارسال …. موسوعة الامام الخوئی: ج ۷ ص ۱۴۹. ایشان در جایی دیگر در خصوص خبری که از جماعتی نقل شده باشد چنین نظر می‌دهد: «بل لأن قوله عن غیر واحد» معناه ان الروایة وصلت الیه عن جماعة من الرواة …. تلک الجماعة نطمئن بوثاقة بعضهم علی الاقل، لأنه من البعید ان یکون کلهم غیر موثقین. الموسوعة الامام الخوئی: ج ۴ ص ۳۲۳. در نتیجه، طبق دیدگاه مرحوم خوئی این بخش از سند هم متصل است و هم مفید اطمینان. ایشان در موارد دیگری نیز مشابه چنین نظراتی را مطرح کرده است که مجال ارائه آن نیست.
  34. و کان ابن الولید یقول انه کان یضع الحدیث. الفهرست (نجاشی): ص ۳۳۸. و ذکر ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه القمی عن محمد بن الحسن بن الولید انه قال: لا ارویه (ای لا اروی کتاب خالد بن عبداللَّه بن سدیر) لأنه موضوع وضعه محمد بن موسی الهمدانی. الفهرست (طوسی): ص ۱۷۴. و قال محمد بن علی بن الحسین بن بابویه فی فهرسته: کان محمد بن الحسن بن الولید یقول: … وضع هذه الاصول محمد بن موسی الهمدانی. الفهرست (طوسی): ص ۲۰۲.
  35. قال ابوجعفر ابن بابویه ان کتابهما) ای کتاب زید النرسی و زید الزراد کوفی (وضعه محمد بن موسی السمان (محمد بن موسی الهمدانی). کتاب الضعفا (ابن الغضائری): ج ۱ ص ۶۲. شایان ذکر است که ابن الغضائری پس از این عبارت، اتهام موضوع بودن کتاب زید النرسی و زید الزراد کوفی را رد می‌کند، و ما این عبارت را صرفاً بدین خاطر آوردیم که حاکی از نظر شیخ صدوق در خصوص محمد بن موسی الهمدانی است. همچنین سایر اظهار نظرهای شییخ صدوق در قالب نقل از استادش ابن الولید در پاورقی قبلی آمده است.
  36. کتاب الضعفاء (ابن الغضائری): ج ۱ ص ۹۵: ضعیف و یروی عن الضعفاء، و یجوز ان یخرج شاهداً. تکلم القمیون فیه بالردّ و فاکثروا. استثنوا من کتاب نوادر الحکمة ما رواه.
  37. دیدگاه شیخ طوسی در خصوص این راوی در پاورقی‌های قبلی انعکاس داده شده است.
  38. ضعّفه القمّیون بالغلوّ، و کان ابن الولید یقول انه کان یضع الحدیث، و اللَّه اعلم. الفهرست (نجاشی): ص ۳۳۸.
  39. ضعیف یروی عن الضعفاء، و ضعّفه القمّیون بالغلوّ. و کان ابن الولید یقول انه کان یضع الحدیث، و اللَّه اعلم. الخلاصة (حلی): ص ۲۵۵.
  40. مشایخ الثقات (عرفانیان): ص ۸۵: محمد بن موسی بن عیسی، ثقة. ورد فی: الوسائل: ج ۳ ص ۷ من ابواب المستحقین للزکاة بطریق ضعیف. و هو من رجال کامل الزیارة. و التضعیف المنقول فی کلام النجاشی عن القمیین اساسه اجتهاد ابن الولید، و قلّده ابن نوح و الصدوق. و هو لا یکفی بالحکم بالضعف، و لا یعارض توثیق ابن قولویه. و هذا الکلام تقدم و یأتی مراراً.
  41. غال کذّاب لا یلتفت الیه. کتاب الضعفاء (ابن الغضائری): ص ۶۹.
  42. لیس حدیثه بشیء. کذّاب غال کثیر المناکیر. الرجال (ابن داود): ص ۴۶۲.
  43. کذّاب غال، لا یلتفت الیه. الخلاصة (حلی): ص ۲۳۰.
  44. در خصوص کتاب رجالی منتسب به ابن الغضائری در ادامه بیشتر سخن خواهیم گفت.
  45. الفهرست (طوسی): ص ۲۲۴: ثقة.
  46. الفهرست (نجاشی): ص ۱۸۹: ثقة.
  47. الیقین (سید بن طاووس): ص ۵ سبب التألیف: فاننی کنت قد سمعت - و قد تجاوز عمری عن السبعین ان بعض المخالفین قد ذکر فی شیء من مصنّفاته: ان سیدنا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله ما سمّی مولانا علیاعلیه السلام بأمیرالمؤمنین علیه السلام فی حیاته، و لا اعلم هل قال ذلک عن عناد او عن قصور فی المعرفة و الاجتهاد.
  48. ابن ابی الحدید معتزلی، نخستین شارح «نهج البلاغه» و هم عصر سید بن طاووس است. وی هشت سال پیش از سید از دنیا رفته است. تأکید سید بر این که بیش از هفتاد سال از عمر می‌گذرد خود نشان گر آن است که او کتاب «الیقین» را در پنج سال آخر زندگانی خود و بیش از سه سال پس از مرگ ابن ابی الحدید نوشته است.
  49. شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید): ج ۱ ص ۱۲.
  50. سیر اعلام النبلاء: ج ۵ ص ۲۸۵، ذیل مدخل غلام خلیل: قال ابن کمال: مات غلام خلیل فی رجب سنة خمس و سبعین و مائتین، و غلقت الاسواق، و خرج الرجال و النساء للصلاة علیه. ثم حمل فی تابوت الی البصرة، و بنیت علیه قبّة. قال: و کان فصیحاً معرباً، یحفظ علماً کثیراً، و یخضب بالحناء و یقتاب بالباقلا صرفاً.
  51. ذکر نام احمد بن محمد طبری در نزولی‌ترین طبقه سلسله سند این روایت نشان می‌دهد که کتاب وی توسط شاگردانش گردآوری و ضبط شده است.