پرش به محتوا

ابن امرأة زید بن ارقم

از ویکی غدیر
ابن امرأة زید بن ارقم
اطلاعات فردی
نام کاملپسر همسر زید بن ارقم
سرشناسیصحابی
خویشان سرشناسزید بن ارقم انصاری
اطلاعات علمی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث
علت شهرتروایت حدیث غدیر

ابن امرأة زید بن ارقم (پسر همسر زید بن ارقم) از جمله صحابیان راوی حدیث غدیر برشمرده شده است.[۱] روایت او را از حدیث غدیر ابن‌مغازلی در مناقب،[۲] ابن‌بطریق در العمده،[۳] سید بن طاووس در الطرائف[۴] و التحصین[۵] و محمدباقر مجلسی در بحارالانوار[۶] آورده‌اند.

متن این روایت در عبقات الانوار نوشتهٔ میرحامدحسین هندی چنین آمده است: «عن ابن امرأة زيد بن أرقم قال: أقبل نبي اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم من مكة حجة الوداع، حتى نزل بغدير الجحفة بين مكة و المدينة، فأمر بالدوحات، فقم ما تحتهن من شوك، ثم نادى: الصلوة جامعة، فخرجنا الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم في يوم شديد الحر و ان منا لمن يضع رداءه على رأسه، و بعضه تحت قدميه من شدة الرمضاء، حتى انتهينا الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم، فصلى بنا الظهر، ثم انصرف إلينا فقال: الحمد للّه نحمده، و نستعينه، و نؤمن به، و نتوكل عليه و نعوذ باللّه من شرور انفسنا، و من سيئات أعمالنا، الذي لا هادي لمن أضل، و لا مضل لمن هدى، و أشهد أن لا اله الا اللَّه و أن محمدا عبده و رسوله. أما بعد أيها الناس فانه لم يكن لنبي من العمر الا نصف ما عمر من قبله، و ان عيسى بن مريم لبث في قومه أربعين سنة، و اني قد شرعت في العشرين ألا و اني يوشك ان افارقكم، ألا و اني مسئول و أنتم مسئولون، فهل بلغتكم؟ فما ذا أنتم قائلون؟ فقام من كل ناحية من القوم مجيب يقولون: نشهد انك عبد اللَّه و رسوله قد بلغت رسالته، و جاهدت في سبيله، و صدعت بأمره، و عبدته حتى أتاك اليقين، فجزاك اللَّه عنا خير ما جزى نبيا عن امته. فقال: أ لستم تشهدون: أن لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له؟ و أن محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق، و النار حق، و تؤمنون بالكتاب كله؟ قالوا: بلى. قال: فانى أشهد أن قد صدقتكم، و صدقتموني، ألا و اني فرطكم، و انكم تبعي، توشكون أن تردوا علي الحوض، و اسألكم حين تلقوني، عن ثقلي، كيف خلفتموني فيهما، فعيل علينا، ما ندري ما الثقلان؟ حتى قام رجل من المهاجرين فقال: بأبي أنت و أمي يا نبي اللَّه ما الثقلان؟، قال: الاكبر منهما كتاب اللَّه سبب طرف بيد اللَّه تعالى، و طرف بأيديكم، فتمسكوا به و لا تولوا و لا تضلوا، و الاصغر منهما عترتي من استقبل قبلتي و أجاب دعوتي، فلا نقتلوهم و لا تقهروهم و لا تقصروا عنهم، فاني قد سألت لهم اللطيف الخبير فأعطاني، ناصرهما لي ناصر و خاذلهما لي خاذل و وليهما لي ولي و عدوهما لي عدو، ألا فانها لم تهلك امة قبلكم حتى تدين بأهوائها و تتظاهر على نبوتها، و تقتل من قام بالقسط منها. ثم أخذ بيد علي ابن أبي طلب فرفعها، ثم قال: من كنت مولاه و وليه فهذا وليه، اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و قالها ثلثا آخر الخطبة]؛ از پسر زن زید بن ارقم نقل شده است که گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از مکه در حجةالوداع بازمی‌گشت تا اینکه در غدیر جحفه، میان مکه و مدینه فرود آمد. پس دستور داد شاخه‌های درختان (دوحات) را پاک کنند و خارهای زیر آنها را جمع نمایند. سپس ندا داد: نماز جماعت؛ پس ما به‌سوی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم، در حالی که روز بسیار گرمی بود و برخی از ما عبای خود را بر سر و برخی زیر پاهایشان انداخته بودند از شدت گرما، تا اینکه نزد پیامبر رسیدیم و او نماز ظهر را با ما خواند. سپس رو به ما کرد و فرمود: سپاس برای خداست، او را می‌ستاییم و از او یاری می‌جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکل می‌کنیم و از شرور نفس‌هایمان و از بدی‌های اعمالمان به خدا پناه می‌بریم؛ کسی را که خدا گمراه کند، هدایت‌کننده‌ای نیست و کسی را که خدا هدایت کند، گمراه‌کننده‌ای نیست. و شهادت می‌دهم که معبودی جز خدا نیست و محمد بنده و فرستاده اوست. اما بعد، ای مردم! هیچ پیامبری عمر نکرده مگر نصف عمر پیامبر پیش از خود را، و عیسی بن مریم چهل سال در میان قومش بود و من اکنون وارد بیست سالگی شده‌ام (یعنی بیست سال از رسالت من می‌گذرد). آگاه باشید که به‌زودی از میان شما می‌روم. آگاه باشید که من مورد سؤال قرار می‌گیرم و شما نیز مورد سؤال قرار می‌گیرید. آیا من پیام را به شما رساندم؟ چه می‌گویید؟ از هر طرف جمعیت پاسخ دادند: گواهی می‌دهیم که تو بنده خدا و پیامبر او هستی، رسالتش را رساندی، در راه او جهاد کردی، فرمانش را آشکارا بیان نمودی و او را پرستیدی تا زمانی که یقین (مرگ) به‌سراغت آمد؛ پس خداوند به تو بهترین پاداشی که به پیامبری درباره امتش داده، عطا کند. فرمود: آیا شما گواهی نمی‌دهید که معبودی جز خدا نیست، یکتا و بی‌شریک، و محمد بنده و پیامبر اوست، و بهشت حق است و دوزخ حق است و به همه کتاب ایمان دارید؟ گفتند: بله. فرمود: پس من نیز گواهی می‌دهم که شما راست گفتید و شما نیز مرا تصدیق کردید. آگاه باشید که من پیشاپیش شما خواهم رفت و شما پیرو من خواهید بود. به‌زودی بر حوض (کوثر) بر من وارد می‌شوید و از شما درباره دو امانت سنگین می‌پرسم که پس از من با آنها چگونه رفتار کردید. ما متحیر شدیم و نمی‌دانستیم منظور از دو امانت سنگین چیست، تا اینکه مردی از مهاجران برخاست و گفت: پدر و مادرم فدایت، ای پیامبر خدا! دو امانت سنگین چیست؟ فرمود: بزرگ‌تر آن دو، کتاب خداست که یک سوی آن به دست خداوند متعال و سوی دیگرش به دست شماست؛ پس به آن چنگ زنید، از آن روی نگردانید و گمراه نشوید. و امانت کوچک‌تر، عترت من است؛ کسانی که به‌سوی قبله من ایستاده‌اند و دعوت مرا اجابت کرده‌اند؛ پس آنان را نکشید، بر آنان ستم نکنید و از آنان کوتاهی نورزید. من از خداوند لطیف خبیر برای آنان درخواست کردم و خداوند به من عطا فرمود: یاور آن دو، یاور من است و خوارکننده‌شان، خوارکننده من است و دوستدارشان، دوستدار من و دشمنشان، دشمن من است. بدانید که هیچ امتی پیش از شما هلاک نشد مگر آنکه پیرو هواهای خود شد و بر پیامبرش همدست گردید و کسی را که به عدالت قیام کرد، کشت. سپس دست علی بن ابی‌طالب را گرفت و بالا برد و فرمود: هر که من مولای او و ولی او هستم، این علی نیز مولای اوست. خدایا، دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد. و این جمله را سه بار تکرار کرد».[۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. عوالم العلوم، ج ۲/۱۵، ص۴۵۳؛ اسرار غدیر، ص۱۰۹.
  2. مناقب الامام علی بن ابی طالب علیه السلام، ص۶۷.
  3. عمدة عیون، ص۱۰۴–۱۰۵.
  4. الطرائف، ج۱، ص۱۴۳–۱۴۴.
  5. التحصین، ص۵۷۸.
  6. بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۸۴.
  7. عبقات الأنوار، ج۸، ص۲۸۴–۲۸۵.

منابع

  • اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • التحصین لاسرار ما زاد من أخبار کتاب الیقین؛ سید رضی‌الدین علی بن طاووس حلی، قم: مؤسسة دار الکتاب (الجزائری)، ۱۴۱۳ق.
  • الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی بن طاووس (سید بن طاووس)، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.
  • عبقات الأنوار فی امامة الأئمة الأطهار؛ میرحامدحسین بن محمدقلی کنتوری هندی، تحقیق: غلامرضا مولانا بروجردی، قم: غلامرضا مولانا بروجردی، ۱۴۰۴ق.
  • عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار؛ یحیی بن حسن أسدی ربعی حلی (حافظ ابن بطریق)، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال؛ عبدالله بن نورالله‏ بحرانى اصفهانى‏، تحقیق: محمدباقر موحد ابطحى اصفهانى‏، قم: مؤسسة الإمام المهدى علیه السلام، ۱۳۸۲ش.
  • المناقب؛ علی بن محمد بن شافعی (ابن‌مغازلی)، تحقیق: محمدباقر بهبودی، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۰۴ق.