ابن امرأة زید بن ارقم
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | پسر همسر زید بن ارقم |
| سرشناسی | صحابی |
| خویشان سرشناس | زید بن ارقم انصاری |
| اطلاعات علمی | |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث |
| علت شهرت | روایت حدیث غدیر |
ابن امرأة زید بن ارقم (پسر همسر زید بن ارقم) از جمله صحابیان راوی حدیث غدیر برشمرده شده است.[۱] روایت او را از حدیث غدیر ابنمغازلی در مناقب،[۲] ابنبطریق در العمده،[۳] سید بن طاووس در الطرائف[۴] و التحصین[۵] و محمدباقر مجلسی در بحارالانوار[۶] آوردهاند.
متن این روایت در عبقات الانوار نوشتهٔ میرحامدحسین هندی چنین آمده است: «عن ابن امرأة زيد بن أرقم قال: أقبل نبي اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم من مكة حجة الوداع، حتى نزل بغدير الجحفة بين مكة و المدينة، فأمر بالدوحات، فقم ما تحتهن من شوك، ثم نادى: الصلوة جامعة، فخرجنا الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم في يوم شديد الحر و ان منا لمن يضع رداءه على رأسه، و بعضه تحت قدميه من شدة الرمضاء، حتى انتهينا الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم، فصلى بنا الظهر، ثم انصرف إلينا فقال: الحمد للّه نحمده، و نستعينه، و نؤمن به، و نتوكل عليه و نعوذ باللّه من شرور انفسنا، و من سيئات أعمالنا، الذي لا هادي لمن أضل، و لا مضل لمن هدى، و أشهد أن لا اله الا اللَّه و أن محمدا عبده و رسوله. أما بعد أيها الناس فانه لم يكن لنبي من العمر الا نصف ما عمر من قبله، و ان عيسى بن مريم لبث في قومه أربعين سنة، و اني قد شرعت في العشرين ألا و اني يوشك ان افارقكم، ألا و اني مسئول و أنتم مسئولون، فهل بلغتكم؟ فما ذا أنتم قائلون؟ فقام من كل ناحية من القوم مجيب يقولون: نشهد انك عبد اللَّه و رسوله قد بلغت رسالته، و جاهدت في سبيله، و صدعت بأمره، و عبدته حتى أتاك اليقين، فجزاك اللَّه عنا خير ما جزى نبيا عن امته. فقال: أ لستم تشهدون: أن لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له؟ و أن محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق، و النار حق، و تؤمنون بالكتاب كله؟ قالوا: بلى. قال: فانى أشهد أن قد صدقتكم، و صدقتموني، ألا و اني فرطكم، و انكم تبعي، توشكون أن تردوا علي الحوض، و اسألكم حين تلقوني، عن ثقلي، كيف خلفتموني فيهما، فعيل علينا، ما ندري ما الثقلان؟ حتى قام رجل من المهاجرين فقال: بأبي أنت و أمي يا نبي اللَّه ما الثقلان؟، قال: الاكبر منهما كتاب اللَّه سبب طرف بيد اللَّه تعالى، و طرف بأيديكم، فتمسكوا به و لا تولوا و لا تضلوا، و الاصغر منهما عترتي من استقبل قبلتي و أجاب دعوتي، فلا نقتلوهم و لا تقهروهم و لا تقصروا عنهم، فاني قد سألت لهم اللطيف الخبير فأعطاني، ناصرهما لي ناصر و خاذلهما لي خاذل و وليهما لي ولي و عدوهما لي عدو، ألا فانها لم تهلك امة قبلكم حتى تدين بأهوائها و تتظاهر على نبوتها، و تقتل من قام بالقسط منها. ثم أخذ بيد علي ابن أبي طلب فرفعها، ثم قال: من كنت مولاه و وليه فهذا وليه، اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و قالها ثلثا آخر الخطبة]؛ از پسر زن زید بن ارقم نقل شده است که گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از مکه در حجةالوداع بازمیگشت تا اینکه در غدیر جحفه، میان مکه و مدینه فرود آمد. پس دستور داد شاخههای درختان (دوحات) را پاک کنند و خارهای زیر آنها را جمع نمایند. سپس ندا داد: نماز جماعت؛ پس ما بهسوی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم، در حالی که روز بسیار گرمی بود و برخی از ما عبای خود را بر سر و برخی زیر پاهایشان انداخته بودند از شدت گرما، تا اینکه نزد پیامبر رسیدیم و او نماز ظهر را با ما خواند. سپس رو به ما کرد و فرمود: سپاس برای خداست، او را میستاییم و از او یاری میجوییم و به او ایمان داریم و بر او توکل میکنیم و از شرور نفسهایمان و از بدیهای اعمالمان به خدا پناه میبریم؛ کسی را که خدا گمراه کند، هدایتکنندهای نیست و کسی را که خدا هدایت کند، گمراهکنندهای نیست. و شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست و محمد بنده و فرستاده اوست. اما بعد، ای مردم! هیچ پیامبری عمر نکرده مگر نصف عمر پیامبر پیش از خود را، و عیسی بن مریم چهل سال در میان قومش بود و من اکنون وارد بیست سالگی شدهام (یعنی بیست سال از رسالت من میگذرد). آگاه باشید که بهزودی از میان شما میروم. آگاه باشید که من مورد سؤال قرار میگیرم و شما نیز مورد سؤال قرار میگیرید. آیا من پیام را به شما رساندم؟ چه میگویید؟ از هر طرف جمعیت پاسخ دادند: گواهی میدهیم که تو بنده خدا و پیامبر او هستی، رسالتش را رساندی، در راه او جهاد کردی، فرمانش را آشکارا بیان نمودی و او را پرستیدی تا زمانی که یقین (مرگ) بهسراغت آمد؛ پس خداوند به تو بهترین پاداشی که به پیامبری درباره امتش داده، عطا کند. فرمود: آیا شما گواهی نمیدهید که معبودی جز خدا نیست، یکتا و بیشریک، و محمد بنده و پیامبر اوست، و بهشت حق است و دوزخ حق است و به همه کتاب ایمان دارید؟ گفتند: بله. فرمود: پس من نیز گواهی میدهم که شما راست گفتید و شما نیز مرا تصدیق کردید. آگاه باشید که من پیشاپیش شما خواهم رفت و شما پیرو من خواهید بود. بهزودی بر حوض (کوثر) بر من وارد میشوید و از شما درباره دو امانت سنگین میپرسم که پس از من با آنها چگونه رفتار کردید. ما متحیر شدیم و نمیدانستیم منظور از دو امانت سنگین چیست، تا اینکه مردی از مهاجران برخاست و گفت: پدر و مادرم فدایت، ای پیامبر خدا! دو امانت سنگین چیست؟ فرمود: بزرگتر آن دو، کتاب خداست که یک سوی آن به دست خداوند متعال و سوی دیگرش به دست شماست؛ پس به آن چنگ زنید، از آن روی نگردانید و گمراه نشوید. و امانت کوچکتر، عترت من است؛ کسانی که بهسوی قبله من ایستادهاند و دعوت مرا اجابت کردهاند؛ پس آنان را نکشید، بر آنان ستم نکنید و از آنان کوتاهی نورزید. من از خداوند لطیف خبیر برای آنان درخواست کردم و خداوند به من عطا فرمود: یاور آن دو، یاور من است و خوارکنندهشان، خوارکننده من است و دوستدارشان، دوستدار من و دشمنشان، دشمن من است. بدانید که هیچ امتی پیش از شما هلاک نشد مگر آنکه پیرو هواهای خود شد و بر پیامبرش همدست گردید و کسی را که به عدالت قیام کرد، کشت. سپس دست علی بن ابیطالب را گرفت و بالا برد و فرمود: هر که من مولای او و ولی او هستم، این علی نیز مولای اوست. خدایا، دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد. و این جمله را سه بار تکرار کرد».[۷]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
- بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- التحصین لاسرار ما زاد من أخبار کتاب الیقین؛ سید رضیالدین علی بن طاووس حلی، قم: مؤسسة دار الکتاب (الجزائری)، ۱۴۱۳ق.
- الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی بن طاووس (سید بن طاووس)، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.
- عبقات الأنوار فی امامة الأئمة الأطهار؛ میرحامدحسین بن محمدقلی کنتوری هندی، تحقیق: غلامرضا مولانا بروجردی، قم: غلامرضا مولانا بروجردی، ۱۴۰۴ق.
- عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار؛ یحیی بن حسن أسدی ربعی حلی (حافظ ابن بطریق)، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ق.
- عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال؛ عبدالله بن نورالله بحرانى اصفهانى، تحقیق: محمدباقر موحد ابطحى اصفهانى، قم: مؤسسة الإمام المهدى علیه السلام، ۱۳۸۲ش.
- المناقب؛ علی بن محمد بن شافعی (ابنمغازلی)، تحقیق: محمدباقر بهبودی، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۰۴ق.