پرش به محتوا

بررسى و تحليل روايات جمعيّت حاضر در غدير (مقاله)

از ویکی غدیر

در مکتب شیعه، پذیرش مسئله جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام به عنوان امام و خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله در امر هدایت دینی و سیاسی مردم امری الهی، و وصیت رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم به آن امری قطعی و فوق تواتر است و نیازی به اثبات آن نیست. اما برخی از مورخان در ثبت و ضبط گزارش‌های جزئی این واقعه اهتمام داشته، و برخی به صورت کلی آن را ثبت نموده‌اند.

جمعیت حاضر در روز غدیر یا جمعیت همراه پیامبر صلی الله علیه و آله از مدینه به مکه از جمله امور جزئی است که موجب اختلاف نظر مورخان و محدثان شده است؛ بنابراین، برخی منابع روایی و تاریخی شیعه پذیرش مسئله جانشینی حضرت امیر علیه السلام به عنوان امام در امر هدایت دینی و سیاسی مردم امری الهی، و وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم به آن امری قطعی و متواتر است.

اما برخی از مورخان در ثبت و ضبط گزارش‌های جزئی این واقعه اهتمام داشته، و برخی به صورت کلی آن را ثبت نموده‌اند. از این رو اهمیت دارد تا برای تبیین دقیق تر، به جزئیات این مسئله پرداخته شود. در اینجا تلاش بر آن است تا با ملاحظه شواهد و قرائن و با شیوه توصیفی و تحلیلی، جمعیت حاضر در غدیر خم از نگاه فریقین بررسی شود.

با توجه به متواتر بودن روایت غدیر خم، متکلمان، محدثان و مورخان شیعه و سنی از زوایای مختلفی از جمله:

  • زمان و مکان غدیر خم، علت انتخاب مکان غدیر، عبارت‌ها و کلماتی که در سخنرانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده و جریان‌هایی که در آن اتفاق افتاده به نوعی مورد کاوش قرار گرفته‌اند.
  • اما از مباحثی که کمتر به آن توجه شده و بدون بررسی و تحلیل تاریخی از آن سخن به میان آمده «تعداد جمعیت حاضر در غدیر» است. می‌توان گفت علت عدم پرداختن به این مسئله در کم‌اهمیت بودن موضوع برای آنان بوده است، زیرا اهمیت برای آنان در اصل موضوع غدیر خم است و تعداد جمعیت در این رویداد مهم دخالتی ندارد.

اما در این نوشتار تلاش بر آن است تا بر اساس گزارش‌های موجود، به بررسی روایی و تاریخی جمعیت غدیر خم، با توجه به منابع کهن به صورتی تحلیلی و توصیفی پرداخته شود، تا فواید جزئی این موضوع روشن شود. پیش فرض این مبحث بر این است که روایاتِ بیانگر کم بودن جمعیت دارای ضعف سندی و محتوایی بوده، و روایات هفتاد یا نود هزار نفر درست باشد، و امکان دارد در این صورت تصحیف بین عدد سبعین الف (هفتاد هزار) و تسعین الف (نود هزار) رخ داده است.

واقعه غدیر خم

رویداد تاریخی غدیر خم بر اساس گزارش منابع فریقین در هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت[۱] در روز یکشنبه[۲] رخ داده است. ابن اثیر به نقل یکی از شاهدان عینی غدیر خم، زمان این اجتماع بزرگ را بعد از نماز ظهر گزارش کرده است. طی این گزارش ابوالطفیل می‌گوید: در حجةالوداع همراه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بودیم که هنگام ظهر دستور داد مکانی را برای نماز مهیا کنیم و خارها را جمع کنیم. بعد از آن نماز خواندیم، و پیامبر صلی الله علیه وآله بعد از نماز دست حضرت امیر علیه السلام را گرفت و فرمود: من کنت مولاه فهذا علی علیه السلام مولاه.[۳] و در آن روز گرما طاقت فرسا بود.[۴]

درباره مکان غدیر خم یاقوت حموی در «معجم البلدان» می‌نویسد: غدیر از «غدر» به معنای فریب گرفته شده است، زیرا غدیر جایی است که انسان از کنار آن عبور می‌کند و آبی در آنجا می‌بیند. اما وقتی نزد آن می‌رود آن را خشک و بی آب می‌یابد و از تشنگی می‌میرد؛ که منظور همان سراب است که به این مسئله انسان را فریب می‌دهد.[۵] وی همچنین «خمّ» را نام چاهی از بنی مره ذکر کرده است. نیز نقلی از زمخشری دارد که خمّ نام مردی بوده است.[۶]

او همچنین درباره منطقه جغرافیایی غدیر خم می‌نویسد: و غدیر خمّ: بین مکة و المدینة، بینه و بین الجحفة میلان:[۷] غدیر خم بین مکّه و مدینه است، و تا جحفه دو مایل فاصله دارد. طبرسی نیز روایتی دارد که طبق آن غدیر در سه مایل قبل از جحفه واقع شده است.[۸] ابن جوزی فاصله غدیر تا جحفه را یک مایل قبل گزارش کرده است.[۹] این در حالی است که سید بن طاووس می‌نویسد: مردم در جحفه توقف نمودند.[۱۰]

محقق کتاب «الغارات» در معرفی جحفه می‌نویسد: جحفه روستای بزرگی بوده که در مسیر مدینه به مکه واقع است، و فاصله آن از مکه چهار منزل است. جحفه محل میقات اهل مصر و شام بود، اگر به مدینه نروند. فاصله جحفه تا مدینه شش منزل، و فاصله جحفه تا غدیر دو مایل است.[۱۱] بر اساس مشاهده‌های اخیر و بازدید از مکان غدیر، روشن شده است که فاصله مکه تا جحفه با جاده کنونی حدود ۱۸۰ کیلومتر است.[۱۲]

نکته پایانی در این بخش این است که چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله غدیر را انتخاب نمود. در پاسخ این پرسش دو احتمال وجود دارد:

  • احتمال اول اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند مأمور بوده که در اینجا رسالت خود را ابلاغ نماید. به عبارت دیگر: این مکان از سوی خداوند انتخاب شده است.
  • احتمال دوم آنکه غدیر محل تقسیم راه‌ها و به اصطلاح «مفترق الطرق» و به اصطلاح امروزی چند راهی بوده است، و مسافران هر منطقه ای از اینجا راه خود را جدا نموده و به شهر خود می‌رفتند.[۱۳]

مقدمات آخرین سفر

قبل از بررسی روایات مربوط به تعداد جمعیت غدیر خم، پرداختن به نکاتی مهم درباره مقدمات آخرین سفر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله لازم است.

  • باور شیعیان بر اساس شواهد تاریخی و روایی بر آن است که امامت ادامه راه رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. این باور دینی ریشه در استدلال عقلی و نقلی دارد. چنان‌که شیخ مفید از متکلمان و فقهاء برجسته جهان شیعه در این باره می‌نویسد: امامت یکی از مسائل اساسی و ضروری شیعه به‌شمار می‌رود.[۱۴] ائمه اطهار علیهم السلام جانشین انبیاء علیهم السلام در تنفیذ احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و مربی تربیت مردم هستند. آنها معصوم هستند، همانند انبیاء علیهم السلام.[۱۵] اجرای حدود الهی بر عهده سلطان اسلام است که از جانب خدای متعال نصب شده، و آنان عبارتند از: امامان هدایت گر از آل محمد علیهم السلام.[۱۶] با این تعاریف از مقام امامت، امام علیه السلام نه تنها رئیس اداری، قضایی و نظامی امت است، بلکه معلم و مربی مردم در امور تربیتی نیز هست.

در آخرین سفر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مأموریت داشت تا رسالت خود را بر اساس وحی الهی به انجام برساند. انجام این کار مهم نیز نیاز به فراهم شدن مقدماتی داشت. از همه مهم‌تر حضور جمعیت برای اعلام این امر خطیر است. با نبودن جمعیت بیان مسئله مهم امامت در مکان غدیر از اهمیتی برخوردار نیست، زیرا رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌توانست همین امر مهم را در مدینه یا مکه نیز با حضور برخی صحابی انجام دهد و حجت بر خواص تمام کند.

اما پرسش این است که آیا حجت بر دیگران نیز تمام می‌شود؟ آیا مردم که در دیگر امور سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را زمین گذاشته و عمل نکردند، سخنان خواص را عمل می‌کردند؟ به نظر می‌رسد با توجه به اهمیت موضوع، باید به این مهم پرداخت که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز تلاش داشتند امر اعلام ولایت حضرت امیر علیه السلام را علنی کنند، تا حجت بر مردم از عوام و خواص تمام باشد.

بر این اساس به اقداماتی همت گماشتند، که به موارد ذیل می‌توان اشاره نمود:

الف) تشکیل قدرت اسلام

با توجه به کثرت مشرکان در جزیرةالعرب، وضعیت فکری بیشتر قبائل عرب بر محور اندیشه‌های غلط جاهلی و معیارهای قومی و نژادی و بستگی خونی، نظام سیاسی مبتنی بر سن و شیخوخیت بود. در میان این طوائف، طایفه قریش در محدوده مکه با اعمال این اندیشه موجب گمراهی بیشتر مردم مناطق نیز می‌شد. در این دوران جریان شرک به دنبال توسعه منافع و منابع انسانی و مالی بود. آنان از شمال و جنوب و شرق و غرب جزیرة العرب به ارتباطات تجاری و سیاسی می‌پرداختند. در این روند، طوایف مسیر خود را به همراهی فرا می‌خواندند، و هر کس همکاری می‌کرد از عنایات آنان برخوردار می‌شد، و در غیر این صورت حق ورود به مکه را پیدا نمی‌کرد.

با آمدن دین اسلام بر محوریت توحید و خداپرستی به جای بت‌پرستی و رهبری و سرپرستی مردم توسط انبیاء علیهم السلام و به کار گرفتن قوانین الهی، رفتار مشرکان با اسلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله به گونه ای دیگر شد. مشرکان قریش با توجه به سروری که داشتند، توانستند قبل از اسلام در مقابل تمامی جریان‌های فکری و سیاسی اقتدار خود را نشان دهند.

گر چه در جزیرةالعرب ادیان الهی همانند حنفا و یهود و مسیحیت وجود داشت، و این ادیان اعتقاد به توحید، نبوت و معاد داشتند، اما چون متولی اقامه حدود الهی در میان آنان نبود. به عبارت دیگر: کسی توان تشکیل حکومت و قدرت بر اساس دین خدا را نداشت، مشرکان توانسته بودند بر منطقه تسلط یابند. با آمدن دین مبین اسلام که ماهیت آن نیز توحید و نبوت و معاد بود، رفتار قریش با رسول خدا صلی الله علیه و آله دگرگون شد.

علت عمده آن فهمیدن هدف اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله بود که می‌خواست ریشه بت‌پرستی را بخشکاند و منابع اربابی آنها را به خطر اندازد، و آنان می‌دانستند که عمده تلاش رسول خدا صلی الله علیه و آله تشکیل حکومت دینی برای اجرای حدود الهی، و در نتیجه تبیین قدرت اسلام و کوتاه شدن دست مشرکان از منافع دنیوی است.

تا زمانی که سروری با مشرکان و به ویژه قریش بود، مردم از ترس مشرکان کمتر به اسلام گرایش پیدا می‌کردند. اما بعد از فتح مکّه، با ریخته شدن ترس مردم و حاکمیت قوانین الهی، گرایش مردم به اسلام و روانه شدن به سوی مدینه افزایش پیدا کرد؛ بنابراین، با توجه به تشکیل قدرت اسلام، جمعیت مدینه نیز افزایش می‌یافت. مؤید این سخن حضور قبائل مختلف و نمایندگان آنان در مدینه به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله است. در حالی که قبل از فتح مکه جریان مراجعه مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه ثبت نشده است.

به عنوان مثال، می‌توان به ورود طایفه نخع اشاره کرد. بنا بر گزارش ابن سعد، نمایندگان نخع آخرین گروهی بودند که در نیمه محرم سال یازدهم هجری با سرپرستی زرارة بن عمرو به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه رسیدند و در دارالضیافه ساکن شدند. آنان دویست نفر بودند که پیشتر با معاذ بن جبل در یمن بیعت کرده و مسلمان شدند.[۱۷]

شاهد دیگر جمعیت حاضر در آخرین جهاد حضرت است. گر چه در آغاز حکومت اسلامی سپاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدینه از کمی جمعیت برخوردار بود، اما رفته رفته با گسترش اسلام و فتح مکه جمعیت حاضر در سپاه نیز گسترش پیدا می‌کرد. چنان‌که در جریان فتح مکه ده هزار نفر امتاع الاسماء:[۱۸] و طبق نقل دیگری دوازده هزار نفر[۱۹] از مسلمانان همراه پیامبر صلی الله علیه و آله بودند.

آخرین غزوه ای که در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله روی داد و حضرت شخصاً در آن شرکت داشتند غزوه تبوک بود، که در ماه رجب سال نهم هجری رخ داد. در این جنگ، سپاه همانند دیگر جهادها از مردمان مدینه و طوایف اطراف تشکیل می‌شد. کمترین رقمی که برای جمعیت سپاه اسلام در این جنگ ذکر کرده‌اند سی هزار نفر است[۲۰] و گرنه آمار سپاه اسلام را هفتاد هزار،[۲۱] یک صد هزار[۲۲] بدون حساب حاضرین در شهر مدینه هم نقل کرده‌اند.

نکته قابل توجه در این بخش، عدم نیاز به حضور کودکان، نوجوان، و زنان در جنگ هاست، و حضور چند بچه یا تعدادی زن در برخی از جنگ‌ها به معنای همراهی تمامی زنان و فرزندان در جنگ نیست. چنان‌که بلاذری در «انساب الاشراف» در جریان جنگ تبوک، اشاره به عدم حضور کودکان و زنان در این جنگ دارد.[۲۳] بنابراین نباید وضعیت غدیر خم را همانند جنگ در نظر گرفت.

همچنین می‌توان گفت: بعد از این فتح، امکان حضور جمعیت مکه و مناطق فتح شده‌ای برای سکونت در مدینه و اطراف آن خارج از ذهن نیست. اضافه بر این، از جنگ تبوک تا حجةالوداع اندکی بیش از یک سال می‌گذرد، و طی این مدت نمایندگان قبائل متعددی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمده و اسلام را پذیرفته و اعلام وفاداری کردند؛ بنابراین می‌توان جمعیت این قبائل را نیز باید بر آمار جمعیت مسلمانان افزود.

اکنون با توجه به شواهد و قرائن، وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در سال نهم هجری می‌تواند سی یا هفتاد هزار نفر مرد جنگی را از مدینه و اطراف آن برای شرکت در جنگ بسیج کند، با اینکه در جنگ خطر کشته شدن، اسیر شدن و زخمی شدن هم وجود داشته، چرا یک سال بعد پیامبر صلی الله علیه و آله نتواند یک صد هزار نفر در جریان حجةالوداع بسیج نموده و همراه داشته باشد؟

در حالی که قدرت پیامبر صلی الله علیه و آله بیشتر شده و جمعیت مسلمانان نیز با سرعت شگفت‌آوری افزایش یافته و قبائل متعددی به اسلام روی آورده‌اند. حتی این بار زنان و کودکان و نوجوانان و افراد کهنسال نیز در غدیر شرکت دارند. از آن گذشته، سفر نیز یک سفر پرجاذبه عبادی و معنوی است، و هیچ خطری هم در آن کسی را تهدید نمی‌کند.

بنابراین و با توجه به مطالبی که گفته شد، هیچ‌یک از آمارهایی که مورخان برای حاضران در غدیر ذکر کرده‌اند مبالغه آمیز و به دور از واقع نخواهد بود. به خصوص که هیچ مانع بازدارنده ای هم وجود نداشته تا از حضور مسلمانان در حجةالوداع جلوگیری کند.

ب) فراخوانی مردم به حجةالوداع

رسول خدا صلی الله علیه و آله پیش از آغاز سفر حج در سال دهم هجری نامه‌ها و نمایندگانی به اقصی نقاط سرزمین‌های اسلامی فرستاد، و از تمام مسلمانان خواستند تا هر کس توان شرکت در مراسم حج را دارد در این مراسم باشکوه شرکت کند. این فراخوان عمومی موجب شد تا جمع زیادی از مردم مسلمان از نقاط مختلف سرزمین‌های اسلامی خود را به مدینه یا مکه برسانند.

حضرت در این سفر حتی خانواده خود را همراه داشت.[۲۴] چنان‌که امام علی علیه السلام نیز از این مأموریت مستثنی نبود، زیرا ایشان به امر رسول خدا صلی الله علیه و آله برای هدایت مردم یمن به آنجا سفر کرده بود،[۲۵] و با انجام مأموریت خود را از یمن به مکه رساند.[۲۶]

همچنین برخی منابع گزارش دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله از مردم برای حضور در این سفر را آورده‌اند. چنان‌که کلینی به نقل از امام صادق علیه السلام می‌نویسد: رسول خدا صلی الله علیه و آله از حج سخن گفت، و به هر کس که می‌توانست از کسانی که تا آن روز اسلام را پذیرفته بودند نامه نوشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله تصمیم دارد حج به جا آورد، و آنان را از این امر مهم با خبر ساخت تا هر کس توان انجام حج را دارد در این سفر شرکت کند. در پی اعلام پیامبر صلی الله علیه و آله، مردم به سوی مکه روی آوردند تا مراسم حج را با حضور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برگزار کنند.[۲۷]

شیخ مفید نیز در «الارشاد» می‌نویسد: رسول خدا صلی الله علیه و آله اراده به جای آوردن حج و انجام آنچه خدای تعالی بر او فرض کرده بود را نمود، و برای به جای آوردن حج در میان مردم اعلام فرمود و همگی را به حج دعوت کرد. این دعوت به دور دست‌ترین سرزمین‌ها رسید. پس مردم آماده رفتن به حج شدند، و از اطراف و حوالی و نزدیکی‌های مدینه به مدینه آمدند و خود را مهیای حج در رکاب حضرتش نمودند.[۲۸]

اکنون قابل ذکر است که با توجه به این فراخوانی، باید جمعیت قابل توجهی از شهر مدینه و اطراف مدینه در این سفر حضور داشته باشند. برخی از منابع فریقین نیز به تبع این فراخوانی، خروج جمعیت به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به گونه‌های مختلف نقل کرده‌اند: برخی شمار آنان را ۷۰۰۰۰ نفر،[۲۹] عده ای ۹۰۰۰۰ نفر،[۳۰] برخی ۱۱۴۰۰۰ نفر دانسته[۳۱] و برخی هم عدد ۱۲۰۰۰۰ و ۱۲۴۰۰۰ و بیشتر را آورده‌اند.[۳۲]

می‌توان گفت: یکی از دلایل ذکر این تعداد از جمعیت، وضعیت قومی و قبیلگی جزیرةالعرب بوده است، و علاوه بر آن قدرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بر جزیرة العرب با دعوت مردم به فطریات و اخلاق باعث رشد فزاینده جمعیت شهری نیز می‌گردد.

ج) حضور زنان، کودکان و کهنسالان

علاوه بر حضور مردان، سه گروه دیگر نیز از مردم جامعه آن روز در مراسم حجةالوداع حضور فعال داشتند.

اینان عبارت اند از: زنان، کودکان و نوجوانان و افراد کهنسال. پس از توصیه رسول خدا صلی الله علیه و آله به شرکت مردم در این مراسم، شدت اشتیاق برای شرکت در این مراسم به قدری بود که کودکان و نوجوانان، افراد کهنسال و زنان و حتی برخی از زنان باردار در این مراسم معنوی شرکت کردند.

آنان بعد از شرکت در حج، در مکان غدیر نیز با ولایت امام علی علیه السلام بیعت کردند. اسماء بنت عمیس همسر ابوبکر از جمله زنان بارداری بود که در این سفر حضور داشت، و در ذوالحلیفه وضع حمل کرده و محمد بن ابوبکر را به دنیا آورد.[۳۳] ابوالطفیل عامر بن واثله نیز در جنگ احد متولد شده، و در حجةالوداع هشت ساله بود.[۳۴]

روایات جمعیت غدیر خم

غدیر خم به عنوان بستر معرفی امامت و ولایت برای تبیین قدرت و اساس شیعه با ولایت امام علی و یازده نفر امام از نسل آن حضرت علیهم السلام امری متواتر است. در این جریان، مردم حاضر در غدیر بر سر ولایت با امام علی علیه السلام بیعت کرده و به او تبریک گفتند. اکنون می‌توان گفت: با قطعی بودن خبر ولایت، وجود جمعیت قابل توجه حاضر در غدیر خم از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا بر پایه براهین عقلی و نقلی، غدیر اتمام حجت و اعلام ولایت است.

شواهد تاریخی پیشین بر پایه موضوعات: تشکیل قدرت اسلام در مدینه و نابودی قدرت مشرکان قریش، حضور حداکثری جمعیت مسلمانان در جهاد بدون حضور زنان و کودکان، فراخوانی مردم به آخرین حج با حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضور زنان و کودکان در مدینه، از جمله شواهدی هستند که دلالت بر زیادی جمعیت حاضر در غدیر خم دارند؛ بنابراین و با توجه به این مقدماتی که بیان شد، به سراغ بررسی روایات موجود درباره تعداد جمعیت شرکت کننده در غدیر خم رفته و مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهیم:

الف) هزار و سیصد نفر

روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که طبق آن پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر در حضور ۱۳۰۰ نفر جمله «من کنت مولاه فهذا علی علیه السلام مولاه» را مطرح فرمود.[۳۵] این روایت را مجلسی نیز آورده است.[۳۶] در تفسیر فرات کوفی نیز روایتی از عمار چنین نقل شده است: در مجلس ابن‌عباس بودیم و او سخنرانی می‌کرد، که ابوذر بلند شد و گفت: ای مردم، آیا می‌دانید پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: راستگوتر از ابوذر نیست؟ همه گفتند: آری. ابوذر گفت: پس بدانید پیامبر صلی الله علیه و آله روز غدیر که ۱۳۰۰ مرد بودیم…، فرمود: هر کس من مولای اویم پس علی علیه السلام مولای او است.

خدایا هر کس علی علیه السلام را یاری کند یاری‌اش کن، و هر کس با او دشمنی کند دشمنش باش. در این هنگام مردی بلند شد و گفت: مبارک باد بر تو ای پسر ابی طالب.[۳۷]

نقد و بررسی

روایت ابن شهرآشوب از امام باقر علیه السلام روایتی مرسل است و به عبارت دیگر سلسله سندی برای آن ذکر نشده است. روایت دوم نیز تنها خبری است که در تفسیر فرات کوفی آمده است و سند آن به امام معصوم نمی‌رسد. در مجموع می‌توان گفت:

علاوه بر ضعف سند این دو روایت، با توجه به فراخوانی رسول خدا صلی الله علیه و آله از مردم برای حضور در سفر معنوی حج و جمعیت مدینه و اطراف آن و تعداد جمعیت سپاه اسلام در آن زمان، این قول قابل پذیرش نیست. همچنین قابل ذکر است که روایت دوم دارای اضطراب در محتوا می‌باشد. در این روایت ابوذر برای اثبات حقانیت سخنش ابتدا به اثبات صادق بودن خود می‌پردازد، و بعد به بیان کمیت جمعیت می‌پردازد. و حال آنکه دفاع از خود زمانی صحیح است که مورد اتهام واقع شده باشد، و در اینجا اتهامی وجود ندارد.

علاوه بر این نکته، باید افزود که روایت اول به نقل از امام باقر علیه السلام می‌باشد، و حال آنکه روایت دوم به نقل از جناب عمار است. طبق قاعده، امام باقر علیه السلام تعداد جمعیت را باید از عمار و سخنان ابوذر نقل کند، اما آن حضرت هیچ‌کدام از این دور راوی را در استنادش نیاورده است، و مرسل بودن روایت اول هم ثابت شد.[۳۸]

ب) ده هزار نفر

دسته دیگری از روایات تعداد جمعیت غدیر را ده هزار نفر را گزارش کرده‌اند. چنانچه ابن شهرآشوب در مناقب و عیاشی ذیل آیه ۶۷ سوره مائده از امام صادق علیه السلام نقل می‌کنند که فرمود: من تعجب می‌کنم از اینکه مدعی با آوردن دو شاهد حقش را می‌گیرد، اما علی بن ابی طالب علیه السلام با ده هزار شاهد حقش ضایع شد. امام علیه السلام ادامه می‌دهد: پیامبر صلی الله علیه و آله از مدینه خارج شد در حالی که پنج هزار نفر از مدینه همراه حضرت بودند، و پنج هزار نفر هم از مکه پیامبر صلی الله علیه و آله را مشایعت کردند.[۳۹]

نقد و بررسی

این روایت مرسل است و در سند آن تنها عمر بن یزید قرار دارد. علاوه بر این، اشکالات دیگری بر این گزارش وارد است. در این روایات اشاره به حضور پنج هزار نفر از مدینه شده است، و به حضور مردم اطراف و اکناف آن و دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به حضور آنان برای حج اشاره ای نشده است. در ادامه روایت، اشاره به حضور پنج هزار نفر از مردم مکه نیز شده است. در حالی که در گزارش جمعیت هزار و سیصد نفری به این موضوع اشاره نشده بود.

همچنین قابل ذکر است:

اولاً: هیچ امری از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله مبنی بر لزوم مشایعت مردم مکه در منابع ثبت نشده است، و دلیل عدم حضور آنان امر الهی به حضور حاجیان در مکان غدیر است که پیامبر صلی الله علیه و آله حجاج جلو کاروان را امر به بازگشت کرد و منتظر حجاج عقب مانده شد.

ثانیاً: فاصله مکه تا جحفه فاصله بسیاری است، و بر فرض که مردم قصد بدرقه رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشته‌اند، مشایعت کردن تا حدود ۱۸۰ کیلومتر برای آنان بسیار بعید است. همچنین اگر قرار باشد جمعیتی را به این مقدار اضافه کنیم، باید جمعیت همراه امام علی علیه السلام را که از یمن به حج آمده بودند و قصد بازگشت به مدینه را داشتند را یادآوری می‌کرد.

در حالی که هیچ اشاره ای به این جمعیت نشده است، و این برای یک راوی که همه چیز را ثبت می‌کند اشکال بزرگی است. شیخ حر عاملی نیز در روایتی قول ده هزار نفر را آورده است. وی می‌افزاید: چه بسا این ده هزار نفر همه از مدینه بوده‌اند.[۴۰] یعنی ایشان هم جمعیت ده هزار نفری غدیر را نمی‌پذیرد، بلکه جمعیت مردم مدینه را این مقدار حدس زده است؛ بنابراین می‌توان گفت: این روایت با بر طرف شدن ضعف سند و محتوای آن، تنها می‌تواند جمعیت اهل مدینه که در غدیر حاضرند یا با پیامبر صلی الله علیه و آله از مدینه خارج شده‌اند را ثابت کند.

بنا به آنچه در موسوعه تاریخ اسلام آمده، در صورت پذیرش این خبر می‌توان گفت: این خبر شاید در صدد بیان جمعیت اصحابی از مدینه و مکه است که می‌شناختند.[۴۱]

ج) دوازده هزار نفر

عیاشی در روایت دیگری ذیل آیه ۵۵ سوره مائده، به نقل از صفوان جمال از امام صادق علیه السلام تعداد جمعیت حاضر در غدیر را دوازده هزار نفر نقل می‌کند. در این صورت امام علیه السلام فرمودند: با آنکه جمعیت حاضر در غدیر دوازده هزار نفر بودند، ولی امیرالمؤمنین علیه السلام نتوانست حق خود را بگیرد. در حالی که یک شخص با دو شاهد می‌تواند حق خود را پس بگیرد.[۴۲]

نقد و بررسی

این روایت نیز مرسله است. در این روایت که محتوای آن با روایت ده هزار نفری یکی است، اشاره به جمعیت دوازده هزار نفر در روز غدیر شده است؛ بنابراین، با وجود اختلاف تعداد جمعیت مواجه هستیم. در این تعارض باید سراغ قرائن رفت، و ما هیچ قرینه ای نداریم. نکته دیگر اینکه این روایت به نقل از صفوان جمال است و از عمر بن یزید نقل نشده است. از این جهت روشن است که اختلاف هم در محتوی و هم در سند وجود دارد.

لذا می‌توان گفت ایراد گزارش قبلی در اینجا نیز وارد است.

د) هفده هزار نفر

سبزواری در کتاب «جامع الاخبار» طبق نقلی جمعیت حاضر در غدیر را هفده هزار نفر دانسته است. وی می‌نویسد: به نقل از محمد بن سنان از زراره که گفت: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجةالوداع از مدینه به سمت مکّه خارج شد و تصمیم به بازگشت داشت - در خبر دیگری آمده است: هنگام خروج رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه - دوازده هزار نفر از یمن و پنج هزار از مردم مدینه وی را همراهی می‌کردند.[۴۳]

نقد و بررسی

در نقد و بررسی روایت عیاشی درباره حضور مردم مکّه در غدیر خم گفته شد که آمدن اهل مکّه تا غدیر دلیلی ندارد. از طرفی، از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله امری بر حضور آنان اعلام نشده بود که ایشان را تا غدیر همراهی کنند. این نقد به طریق اولی بر حضور یمنی‌ها نیز وارد است، زیرا یمنی‌ها می‌بایست به طرف جنوب مکه حرکت کنند تا به یمن برسند. بر فرض پذیرش حضور یمنی‌ها در غدیر، تنها می‌توان جمعیت همراه امام علی علیه السلام از یمن را پذیرفت.

نیز قابل ذکر است که این روایت در تعارض با روایات دیگر در تعداد جمعیت است. و با توجه به برخی اخبار همانند ابن کثیر در «البدایة و النهایة» و برخی دیگر از منابع اهل سنت که جمعیت حاضر در حج از زنان و مردان و صحابه همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله را چهل هزار نفر نقل کرده‌اند،[۴۴] می‌توان گفت: جمعیت غدیر خم قابل توجه بوده است، و اعداد زیر چهل هزار قابل پذیرش نیستند.

هـ) شصت هزار نفر

ابن جبر در کتاب «نهج الایمان» می‌نویسد: روایت شده است که در روز غدیر خم برای امام علی علیه السلام شصت هزار شاهد وجود داشت.[۴۵]

نقد و بررسی

ابن جبر - که از نویسندگان قرن هفتم هجری است - دو نقل درباره جمعیت غدیر خم دارد. ابتدا بدون ذکر سند می‌نویسد: روایت شده که جمعیت غدیر شصت هزار نفر بوده، و نقل دیگری می‌گوید: هشتاد و شش هزار هم نقل شده است.[۴۶] این قول چندان پذیرفتنی نیست، زیرا روایت ایشان به هیچ منبع یا شخصی منسوب نیست، و به عبارت دیگری سندی برای آن نقل نشده و قابل پذیرش نیست.

و) هفتاد هزار نفر

امام باقر علیه السلام در روایت دیگری تعداد جمعیت غدیر را هفتاد هزار نفر نقل می‌فرماید. فتّال نیشابوری و طبرسی این روایت را با ذکر تمامی اسناد چنین نقل کرده‌اند: رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه هفتاد هزار نفر از اهالی مدینه و اطراف آن عازم مکه شده و از مدینه خارج شدند، و همه جماعت مسلمان در طول این سفر قدم به قدم از تمام اعمال آن حضرت پیروی می‌کردند.[۴۷] ابوالفرج حلبی شافعی نیز در گزارش یکی از اقوال موجود درباره جمعیت همراه پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین حج را هفتاد هزار نقل کرده است. وی می‌نویسد: این جمعیت با توجه به منع حضور برخی به خاطر بیماری وبا از حضور در حج بود.[۴۸]

نقد و بررسی

در این روایت اشاره به حرکت هفتاد هزار نفر از مردم مدینه و اطراف آن به مکه و حضور در غدیر خم شده است. این روایت مؤید هم دارد. از جمله می‌توان به دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم اطراف و اکناف مدینه برای حضور زنان و کودکان اشاره کرد. علاوه بر آن، قابل ذکر است که برخی از عالمان شیعه نیز با پذیرش شیعه این خبر به نقل آن اهتمام ورزیده‌اند و در صحت این خبر تردید نکرده‌اند.[۴۹]

نیز یکی از اسانید این روایت محمد بن موسی همدانی است، که بنابر گفته نجاشی کتابی در رد غلو و غالیان دارد.[۵۰] بنابراین می‌توان گفت: با توجه به داشتن سند و مؤیدات دیگر، حضور این تعداد از جمعیت در غدیر خم طبیعی به نظر می‌رسد.

ز) هشتاد و شش هزار نفر

در نقل دیگری که از ابن جبر در کتاب «نهج الایمان» دارد، علاوه بر بیان حضور شصت هزار نفر در غدیر خم، هشتاد و شش هزار شاهد هم ذکر گردیده است. این به درستی نشان می‌دهد که جمعیت حاضر از راه‌های دور و نزدیک بوده‌اند.[۵۱]

نقد و بررسی

همانگونه که گذشت، ابن جبر دو نقل شصت هزار نفر و هشتاد و شش هزار نفر دارد، که هر دو پذیرفته نیست؛ زیرا هم سندیت ندارند، و هم با اقوال قبلی در تعارض اند. اما می‌توان گفت: او با نقل این گزارش، عملاً روایت هفتاد هزار را قبول دارد، زیرا اگر قبول نداشت به نقد آن می‌پرداخت؛ بنابراین سخن او در بیش از آن است، زیرا نظر می‌دهد که علت این کثرت جمعیت حضور مردم از نقاط مختلف است.

ح) نود هزار نفر

عبدالملک عاصمی شافعی - از نویسندگان اهل سنت - می‌نویسد: پیامبر صلی الله علیه و آله برای حجةالوداع از مدینه خارج شد، در حالی که نود هزار یا صد و چهارده هزار نفر همراه وی بودند.[۵۲] حلبی شافعی در «السیرة الحلبیة»[۵۳] و علامه امینی نیز در «الغدیر» به حضور این مقدار از جمعیت در غدیر خم به عنوان قول مشهور اشاره می‌کنند.[۵۴]

نقد و بررسی

اگر چه این گزارش قول قبل است و سندی برای آن نقل نشده است و تنها ضعف آن همین است، ولی این گزارش مؤیداتی چون حضور مردم مدینه و اطراف آن را - که خود راوی به آن اشاره کرده - دارد. می‌توان گفت: با توجه به اعتبار گزارش هفتاد هزار نفر و شهرت قول نود هزار نفر برای اهل سنت و علامه امینی - که تحقیقات زیادی را در الغدیر انجام داده است - تصحیف رخ داده باشد؛ به این صورت که عبارت سبعین و تسعین دارای سبک نوشتاری یکسانی هستند و در نقطه گذاری عبارت و معنی متفاوت می‌شود؛ بنابراین روایت نود هزار درست است، و مرحوم طبرسی به جای تسعین عبارت سبعین را نگارش کرده است.

ط) یک صد و چهارده هزار نفر

قول دیگر از عاصمی شافعی - چنان‌که گفته شد - یک صد و چهارده هزار نفر است.[۵۵] علامه امینی نیز در «الغدیر» قول مشهور دیگر را همین تعداد می‌داند.[۵۶] حلبی شافعی نیز همین قول را ذکر کرده است.[۵۷]

نقد و بررسی

گر چه نام کسی در سند این گزارش نیامده است و به کسی منتسب نیست، اما به ذکر جمعیت همراه پیامبر صلی الله علیه و آله از مدینه تأکید دارد. از آنجا که این نویسندگان در میان تمامی اقوال جمعیت حاضر در غدیر این چند قول را نقل کرده‌اند، می‌توان گفت: دلیل این پذیرش از سوی آنان توجه رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضور حداکثری مردم است؛ زیرا این نویسندگان اشاره می‌کنند که حتی با وجود نیامدن برخی، تعداد زیادی به حج رفتند؛ بنابراین به نظر آنان این قول قابل ذکر و مورد توجه است، زیرا اگر این تعداد جمعیت حضور نداشت، به یقین اهل سنت نسبت به بیان آن اهتمام می‌ورزیدند.

لازم است ذکر شود که این روایت با روایاتی که تعداد جمعیت را کم ذکر می‌کند در تعارض است. اما مؤیداتی همانند هفتاد هزار و نود هزار را دارد.

ی) یک صد و بیست هزار نفر

گزارش دیگر درباره جمعیت غدیر خم، حضور جمعیت یک صد و بیست هزار نفر است. از جمله این قائلان ابن جوزی در «تذکرة الخواص»[۵۸] و علامه امینی در «الغدیر»[۵۹] هستند.

نقد و بررسی

این گزارش بدون ذکر سند و منبع برای آن نقل شده است. نیز قابل ذکر است که علامه امینی ابتدا به جمعیت نود هزار اشاره می‌کند، و سپس قول دیگر را که یکصد و بیست هزار است نقل می‌کند؛ بنابراین در انتخاب یکی از این دو خبر باید سراغ مؤید رفت. خبر نود هزار از آنجا که شواهدی دارد و امکان تصحیف آن با هفتاد هزار وجود دارد به پذیرش نزدیک تر است.

جمع‌بندی

غدیر خم و اعلام ولایت امام علی علیه السلام از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله خبری متواتر است، و هدف عمده رسول خدا صلی الله علیه و آله از آخرین حج اتمام و اکمال دین با بیان امر امامت بود. برای این امر مهم لازم بود تا جمعیت قابل توجهی در آن حضور یابند. دلیل بر این سخن دعوت ایشان از مردم اطراف و اکناف مدینه برای رفتن به حج بود. با محوریت قدرت نبوی و فراگیری اسلام و نابودی شرک و قدرت قریش.

گرایش مردم به اسلام و حضور در مدینه یا ارتباط با مرکز قدرت، باعث کثرت جمعیت نو مسلمانان شده بود؛ بنابراین طبیعی می‌نماید که جمعیت مسلمانان از آمار اولیه حاضرین در جهادها بیشتر شود. حضور زنان و کودکان و کهنسالان در غدیر خم نیز از یک واقعیت تاریخی برخودار است که مؤیدی است برای اثبات کثرت و جمعیت حاضر در غدیر خم، زیرا در این سفر ممنوعیتی برای حضور آنان وجود نداشت.

با سنجش روایاتی که جمعیت حاضر در غدیر را کم نقل کرده‌اند می‌توان گفت:

این اخبار بدون در نظر گرفتن جمعیت آماری اسلام و مردم مدینه نقل شده، و علاوه بر آنکه ضعف سند و محتوی دارند از حجیت عقلی هم برخوردار نیستند.

نکته قابل توجه دیگر درباره جمعیت غدیر این است که تعداد کسانی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله از مدینه عازم مکه بودند باید کمتر از جمعیت غدیر باشد، زیرا در هنگام حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکّه، امام علی علیه السلام و همراهان ایشان - که از یمن عازم حج بودند - در بازگشت همراه کاروان رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی مدینه حرکت کردند.

همچنین کاروان‌هایی که در بین راه از رسول خدا صلی الله علیه و آله جدا می‌شدند مورد حساب قرار نگرفته‌اند؛ بنابراین تعداد جمعیت بیشتر از تعداد جمعیت عازم از مدینه است. باید افزود: گر چه دلیلی بر حضور مردم مکه و یمن برای حضور در غدیر وجود ندارد، اما بعید نیست که برخی خواسته باشند با توجه به قدرت معنوی و اجتماعی رسول خدا صلی الله علیه و آله و شکسته شدن ابهت مشرکان، بخواهند در این سفر به مدینه مهاجرت کنند؛ بنابراین نمی‌توان این جمعیت را نادیده گرفت.

اکنون با توجه به همه شواهد و مدارک موجود درباره جمعیت غدیر خم می‌توان گفت: گزارش هفتاد هزار و نود هزار از شواهد و قرائن زیادی برخوردار بوده و به واقعیت نزدیک تر هستند. در هر دو گزارش اشاره به حضور مردم مدینه و اطراف آن شده است و اشاره به جمعیت همراه امام علی علیه السلام - که از یمن عازم حج بودند و به مدینه بازگشتند - نشده است.

احتمال می‌رود بین هفتاد هزار و نود هزار تصحیفی رخ داده و جابجایی نقطه صورت گرفته باشد. در این صورت معنی عوض می‌شود. در صورت عدم پذیرش تصحیف، گزارش هفتاد هزار نفر از اعتبار و نقل محکم تری برخوردار است.

اکنون با توجه به بررسی روایات و گزارش‌های تاریخی می‌توان گفت: جمعیت همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله از مدینه هفتاد هزار نفر بوده است. این تعداد جمعیت غدیر خم نیست، زیرا تعداد سپاه همراه امام علی علیه السلام - که از یمن عازم مکه و بعد مدینه بودند - مورد اشاره قرار نگرفته و احتمال وجود کسانی که قصد حضور در مدینه را داشته باشند یا کسانی که در بین راه از رسول خدا صلی الله علیه و آله جدا شده‌اند در روایت نیامده است.

به نظر می‌رسد می‌توان گفت: جمعیت نود هزار هم بعید به نظر نمی‌رسد. در صورتی که این تعداد را به آن اضافه کنیم و این خلط عددی به علت تصحیف باشد. اگر چه تنها ایراد وارده در روایت نود هزار اشاره آن به جمعیت مدینه و اطراف آن است.

حضور همگانی در غدیر[۶۰]

پس از پایان حجةالوداع پیامبر صلی الله علیه و آله اعلان کرد که همه باید در غدیر حاضر شوند. این اقدام تأثیر خود را نشان داد و کسانی که مسیرشان به سمت شمال مکه و به سمت غدیر نبود نیز با اشتیاق فراوان - بر خلاف جهت شهر و دیار خود - همراه کاروان غدیر حرکت کردند، تا با همان شوقی که در حج شرکت کردند در مراسم اعلان ولایت نیز شرکت نمایند.

آمدن کاروان دوازده هزار نفری اهل یمن و جمع کثیری از اهل مکه و طائف تا غدیر خم در فاصله دویست کیلومتری مکه، و نیز متفرق نشدن مردم قبایل و آبادی‌های بین راه مکه تا غدیر، نشان از اشتیاق فراوان مردم به شرکت در مراسمی فوق‌العاده داشت که بعد از آن روز موعود هرگز تکرار نمی‌شد.

از نظر ترکیب قبایلی و نژادی مردم که از شمال و جنوب و شرق و غرب مکّه برای حج آمده بودند می‌توانست یک اقدام بدیع در تبلیغ غدیر و ولایت را به نمایش گذارد، چرا که هر یک از صد و بیست هزار نفر وقتی به شهر یا روستا یا قبیله خود بازمی‌گشت ماجرای اتفاق افتاده در غدیر را بازگو می‌کرد، بدون آنکه نیازی به رسانه‌های تبلیغی باشد. به خصوص آنکه واقعه غدیر با مقدمات و ضمائم گوناگونی همراه بود؛ و هر کسی دلش می‌خواست زودتر به شهر و دیار خود برسد تا جزئیات آن را به فامیل و دوستانش خبر دهد.

به بیان دیگر: منظره‌ای که در طول تاریخ پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت استثنایی در غدیر جلوه کرد، نژادها و قبایل مختلفی بود که برای اولین بار در کنار هم حضور می‌یافتند.

پس از آنکه منادیان پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه و اطراف آن و سایر شهرها، سفر آن حضرت را اعلام کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله نامه ای به یمن برای امیرالمؤمنین علیه السلام فرستادند و سفر خود را به حضرت خبر دادند، تقریباً این خبر به همه مسلمانان آن روز - که از منطقه جزیرة العرب تجاوز نمی‌کرد - رسید.

از خود مدینه و اطراف آن عده بسیاری همراه حضرت شدند. در بین راه مدینه تا مکه بسیاری از مردم قبایل و روستاها و شهرها - چه آنها که در مسیر بودند و چه آنها که راهشان به مسیر اصلی منتهی می‌شد - به حضرت پیوستند. مردم مکه و اطراف آن جمعیت دیگری بودند که اضافه شدند. دوازده هزار نفر از اهل یمن که همراه امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند نیز ترکیب جمعیت را تغییر داد.

بدین صورت از گروه‌های مختلف مسلمانان آن روز اعم از روستایی و شهری و چادرنشینان از مناطق جغرافیایی مختلف، و بسیاری از آنان که تا آن روز پیامبر را ندیده بودند در غدیر حضور داشتند.

کثرت حاضرین در غدیر[۶۱]

پیامبر صلی الله علیه و آله در فراز اول از یازدهمین و آخرین بخش از خطبه غدیر مسئله بیعت را مطرح کرده و از جمله در مورد امامت امامان علیهم السلام از صد و بیست هزار نفر بیعت زبانی و اقرار گرفت: مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّکُمْ اَکْثَرُ مِنْ اَنْ تُصافِقُونی بِکَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَ قَدْ اَمَرَنِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْ آخُذَ مِنْ اَلْسِنَتِکُمُ الاِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِیٍّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ لِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الاَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْهُ، عَلی ما اَعْلَمْتُکُمْ اَنَّ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِهِ:

ای مردم، شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید، و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم درباره آنچه منعقد نمودم برای علی امیرالمؤمنین و امامانی که بعد از او می‌آیند و از نسل من و اویند، چنان‌که به شما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.

موقعیت مردمی در غدیر[۶۲]

ترکیب جمعیت حاضر در غدیر و کیفیت جمع شدن و شماره فوق‌العاده آنان، جلوه‌های دیگری است که جوانبی از اهمیت غدیر را بر ما آشکار می‌کند. این جهت در چهار دید قابل بررسی است:

۱. مؤمن و منافق

به تصریح قرآن - که در سوره‌ها و آیاتِ نازل شده در اواخر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله مشهود است[۶۳] - منافقین در سال‌های اخیر حضور عجیبی در جامعه مسلمین داشتند و روز به روز با جرأت بیشتر دست به کارشکنی می‌زدند. اکنون حاضران غدیر را نیز ترکیبی از مؤمنین راستین و منافقین تشکیل می‌دادند که گروه دوم هم به صورت پنهان و هم به صورت آشکار دست به کارشکنی‌های بسیاری زدند، ولی با عنایات خداوند و هوشیاری مؤمنان خنثی شد.

۲. مؤمنین قوی الایمان و ضعیف الایمان

مسلمانانی که در غدیر حضور داشتند در درجات بسیار متفاوتی از ایمان بودند. از سلمان و ابوذر و مقداد گرفته که در بالاترین درجه ایمان و معرفت بودند و اعلام مقام ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام برایشان تازگی نداشت، تا افرادی که این نیاز را احساس می‌کردند. در درجه بعد کسانی بودند که امیال دنیوی هر آن در کمین آنان بود تا دین خود را بفروشند و تمایلات خود را ارضا کنند.

از سوی دیگر خونخواهی‌های قبیله گرایانه در کنار سایر اخلاق جاهلی - که هنوز در روح بسیاری ریشه داشت - یاد بدر و اُحد و خندق و خیبر و حنین و سایر جنگ‌های پیامبر صلی الله علیه و آله را در یاد عده ای تازه می‌کرد، و به عنوان انتقام از آن حضرت و از امیرالمؤمنین علیه السلام - که در اکثر جنگ‌ها پیروزی و فتح به دستش بود و شجاعانی از عرب به دست او به زمین افتاده بودند - قلب‌های پر کینه ای را وادار به مخالفت و ضدیت با این برنامه می‌نمود.

آخرین درجه کسانی بودند که همیشه همرنگ اکثریت بودند و از خود عقل و فکر و قدرت تصمیم‌گیری نداشتند. اینان آنگاه که اکثریت را در جبهه مخالف می‌دیدند به آنان می‌پیوستند.

منابع

زلال غدیر (مجموعه مقالات): ش ۱ ص ۸۹–۶۹.

پانویس

  1. الخصال: ج ۲ ص ۳۹۵. تاریخ یعقوبی: ج ۱ ص ۵۰۸. مناقب آل ابی طالب (ابن شهرآشوب): ج ۳ ص ۲۷. البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۰۹.
  2. البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۰۹: الثامن عشر من ذی الحجه عام ئذ، و کان یوم الأحد بغدیر خم تحت شجرة هناک. فبیّن فیها اشیاء، و ذکر من فضل علی علیه السلام و امانته و ….
  3. اسد الغابة: ج ۵ ص ۲۵۲: نشهد انا اقبلنا مع رسول اللَّه صلی الله علیه وآله من حجةالوداع. حتی اذا کان الظهر، خرج رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فأمر بشجرات فشددن، و القی علیهن ثوب. ثم نادی: الصلاة. فخرجنا فصلّینا. ثم قام فحمد اللَّه تعالی و اثنی علیه، ثم قال: یا ایها الناس، اتعلمون ان اللَّه عزوجل مولای و انا مولی المؤمنین، و انی اولی بکم من انفسکم؟ یقول ذلک مراراً. قلنا: نعم، و هو آخذ بیدک یقول: من کنت مولاه فعلی مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. ثلاث مرات.
  4. اقبال الاعمال: ص ۴۵۶: و قد بلغنا غدیر خم فی وقت لو طرح اللحم فیه علی الارض لانشوی. الهدایة الکبری: ص ۱۰۳: و قد علمت انه کان یوماً شدید القیظ؛ یشیب فیه الطفل…. شرح الاخبار: ج ۱ ص ۹۹: و ذلک فی یوم ما اتی علینا یوم اشد حرّاً منه.
  5. معجم البلدان: ج ۴ ص ۱۸۸: و قال بعض اهل اللغه: الغدیر فعیل من الغدر، و ذاک ان الانسان یمرّ به و فیه ماء. فربّما جاء ثانیاً طمعاً فی ذلک الماء. فاذا جاءه وجده یابساً فیموت عطشاً.
  6. معجم البلدان: ج ۲ ص ۳۹۰.
  7. معجم البلدان: ج ۴ ص ۱۸۸.
  8. الاحتجاج: ص ۵۸: فرحل، فلما بلغ غدیر خم قبل الجحفة بثلاثة امیال.
  9. المنتظم: ج ۱ ص ۱۴۶.
  10. اقبال الاعمال: ج ۱ ص ۴۵۵: فخرج رسول اللَّه صلی الله علیه وآله حتی نزل الجحفة. فلما نزل القوم و اخذوا منازلهم، اتاه جبرئیل.
  11. الغارات: ج ۲ ص ۵۰۷، پاورقی: الجحفة بالضم ثم السکون و آلفا. کانت قریة کبیرة ذات منبر علی طریق المدینة. من مکة علی اربع مراحل، و هی میقات اهل مصر و الشام، ان لم یمرّوا علی المدینة. فان مرّوا بالمدینة فمیقاتهم ذوالحلیفة. و کان اسمها مهیعة، و انما سمّیت الجحفة لان السیل اجتفّها و حمل اهلها فی بعض الاعوام، و هی الان خراب. و بینها و بین ساحل الجار نحو ثلاث مراحل و بینها و بین اقرن موضع من البحر ستة امیال، و بینها و بین المدینة ستّ مراحل، و بینها و بین غدیر خم میلان.
  12. متن کامل گزارش بازدید از منطقه غدیر در فصلنامه علوم حدیث: سال سوم شماره ۷ بهار ۷۷ ص ۲۳۲ نوشته محمدحسین فلاح زاده آمده است.
  13. الارشاد: ج ۱ ص ۱۷۵.
  14. المقنعة: ص ۳۲. اوائل المقالات: ص ۶۵.
  15. اوائل المقالات: ص ۶۵.
  16. المقنعة: ص ۸۱۰.
  17. طبقات ابن سعد: ج ۱ ص ۲۶۰. تاریخ طبری: ج ۳ ص ۲۴۰. نهایة الارب فی فنون الادب: ج ۱۸ ص ۱۰۸.
  18. ج ۸ ص ۳۸۵: فکان المسلمون فی غزوة الفتح ما بین العشرة آلاف و الاثنی عشر الفاً، علی خلاف بین اهل السیر. تاریخ ابن خلدون: ج ۲ ص ۴۵۸. المنتظم: ج ۲ ص ۳۲۶.
  19. تاریخ الاسلام: ج ۲ ص ۵۲۹.
  20. انساب الاشراف: ج ۱ ص ۳۶۸. البدء و التاریخ: ج ۴ ص ۲۳۹. التنبیه و الاشراف: ص ۲۳۵. فتح الباری: ج ۸ ص ۸۷: خرجنا مع رسول اللَّه۹ الی غزوة تبوک، زیادة علی ثلاثین الفاً.
  21. عمدة القاری: ج ۱۸ ص ۴۵، از ابوزرعه رازی.
  22. تاریخ ابن خلدون: ج ۱ ص ۲۰۴.
  23. انساب الاشراف: ج ۲ ص ۹۵.
  24. الطبقات الکبری: ج ۲ ص ۱۳۱. امتاع الاسماء: ج ۲ ص ۱۰۳.
  25. تاریخ طبری: ج ۳ ص ۱۳۲. الارشاد: ج ۱ ص ۱۷۱.
  26. تاریخ طبری: ج ۳ ص ۱۴۸.
  27. الکافی: ج ۴ ص ۲۴۹: ذکر رسول‌الله صلی الله علیه و آله الحج. فکتب الی من بلغه کتابه. فمن دخل الاسلام. ان رسول‌الله صلی الله علیه وآله یرد الحج. یؤذنهم بذلک لیحجّ من اتاق الحج، فاقبل الناس. بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۹۶. وسائل الشیعة: ج ۱۱ ص ۲۲۴.
  28. الارشاد: ج ۱ ص ۱۷۱. بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۸۴،۳۸۳.
  29. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۲۰۲. تفسیر صافی: ج ۲ ص ۵۳. تفسیر الثقلین: ج ۲ ص ۷۳. السیرة الحلبیة: ج ۳ ص ۳۰۸.
  30. السیرة الحلبیة: ج ۳ ص ۳۰۸. الغدیر: ج ۱ ص ۹.
  31. المجموع (نووی): ج ۷ ص ۱۰۳. الغدیر: ج ۱ ص ۹.
  32. السیرة الحلبیة: ج ۳ ص ۳۰۸. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۵۰. همان، الغدیر: ج ۱ ص ۲۹۶،۹.
  33. صحیح مسلم: ج ۲ ص ۸۸۶. سنن ابی داوود: ج ۲ ص ۱۸۲. مسند احمد: ج ۳ ص ۳۰. سنن دارمی: ج ۲ ص ۴۵. انساب الاشراف: ج ۱ ص ۴۷۴.
  34. اسد الغابة: ج ۳ ص ۱۴۳.
  35. مناقب آل ابی طالب (ابن شهرآشوب): ج ۲ ص ۲۲۹: و فی روایة عن الباقر علیه السلام قال: لما قال النبی صلی الله علیه وآله یوم غدیر خم بین الف و ثلاث مائة رجل: من کنت مولاه فهذا علی مولاه….
  36. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۵۸.
  37. تفسیر فرات: ص ۵۱۵: عن عمار بن یاسر، قال: کنت عند ابی‌ذر الغفاری فی مجلس ابن‌عباس و علیه فسطاط و هو یحدث، اذ قام ابوذر حتی ضرب بیده الی عمود فسطاط، ثم قال: ایها الناس، من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی فقد انبأته باسمی. انا جندب بن جنادة ابوذر الغفاری. سألتکم بحق اللَّه و حق رسوله صلی الله علیه و آله اسمعتم من رسول‌الله صلی الله علیه و آله و هو یقول: ما اقلّت الغبراء و لا اظلّت الخضرا ذا لهجة اصدق من ابی ذر؟ قالوا: اللهم نعم. قال: فتعلمون ایها الناس ان رسول‌الله صلی الله علیه و آله جمعنا یوم غدیر خم الف و ثلاثمائة رجل یقول: اللهم من کنت مولاه فعلی علیه السلام مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله. فقام رجل فقال: بخ بخ یابن ابی طالب….
  38. در گزارش ابن شهرآشوب ابتدا به جریان محبت و دشمنی اشاره می‌کند، و در پایان به جمله من کنت مولاه، و در گزارش عمار ابتدا به جمله من کنت مولاه و بعد به جریان محبت ودشمنی با امام علی علیه السلام اشاره شده است.
  39. تفسیر العیاشی: ج ۱ ص ۳۳۲: عن عمر بن یزید، قال: قال ابوعبدالله علیه السلام ابتداءاً منه: العجب یا اباحفص لما لقی علی بن ابی طالب علیه السلام؛ انه کان له عشرة الف شاهد لم یقدر علی اخذ حقه، و الرجل یأخذ حقه بشاهدین. ان رسول‌الله صلی الله علیه وآله خرج من المدینة حاجّاً و معه خمسة آلاف، و رجع من مکة و قد شیّعه خمسة آلاف من اهل مکة. فلما انتهی الجحفة، نزل جبرئیل بولایة علی علیه السلام….
  40. وسائل الشیعة: ج ۲۷ ص ۲۳۸: عن عمر بن یزید، قال: قال ابوعبدالله علیه السلام ابتداءاً منه: العجب لما لقی علی بن ابی طالب علیه السلام؛ انه کان له عشرة آلاف شاهد لم یقدر علی اخذ حقه، و الرجل یأخذ حقه بشاهدین. اقول لعل العشرة آلاف کانوا حاضرین فی المدینة و الباقون کانوا تفرّقوا فی البلدان.
  41. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج ۴ ص ۶۲۷.
  42. تفسیر العیاشی: ج ۱ ص ۳۲۹: عن صفوان الجمّال، قال: قال ابوعبدالله علیه السلام: لقد حضر الغدیر اثناعشر الف رجل یشهدون لعلی بن ابی طالب علیه السلام، فما قدر علی اخذ حقه. و ان احدکم یکون له المال و له شاهدان فیأخذ حقه. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۳۹.
  43. جامع الاخبار: ص ۱۰: عن محمد بن سنان، عن زرارة بن اعین، قال: سمعت الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام قال: لما خرج رسول‌الله صلی الله علیه و آله الی مکة حجةالوداع. فلما انصرف منها. و فی خبر آخر: و قد شیّعه من مکة اثنی‌عشر الف رجل من الیمن و خمسة آلاف رجل من المدینة….
  44. البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۱۳۷: و قد کان معه فی حجةالوداع قریب من اربعین الفاً. المقنع فی علوم الحدیث (انصاری): ج ۲ ص ۴۹۷. سیرة النبی المختار صلی الله علیه و آله (حضرمی): ج ۱ ص ۷۷: و فی السنة العاشرة حج حجةالوداع، و حج بأزواجه کلهنّ و بخلق کثیر. فحضرها من الصحابة اربعون الفاً، رضی اللَّه عنهم.
  45. نهج الایمان: ص ۱۲۲: و روی ان یوم الغدیر لعلی بن ابی طالب علیه السلام ستون الف شاهد.
  46. نهج الایمان: ص ۱۲۲: و قیل ستة و ثمانون الف شاهد.
  47. روضة الواعظین و بصیرد المتعظی: ص ۸۹. الاحتجاج: ج ۱ ص ۵۷: … حجّ مع رسول‌الله صلی الله علیه و آله من اهل المدینة و اهل الاطراف و الاعراب سبعین الف انسان او یزیدون، علی نحو عدد اصحاب موسی علیه السلام السبعین الف. الذین اخذ علیهم بیعة هارون، فنکثوا و اتبعوا العجل و السامری. و کذلک اخذ رسول‌الله صلی الله علیه و آله البیعة لعلی علیه السلام بالخلافة علی عدد اصحاب موسی علیه السلام، فنکثوا البیعة و اتبعوا العجل و السامری، سنّة بسنّة و مثلاً بمثل….
  48. السیرة الحلبیة: ج ۳ ص ۳۶۳.
  49. کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم: ص ۱۹۱. تقسیر الصافی: ج ۲ ص ۵۴.
  50. رجال نجاشی: ص ۳۳۸.
  51. نهج الایمان: ص ۱۲۲: و قیل ستة و ثمانون الف شاهد، و معلوم ان اولئک من الاماکن المتفرقة و الامصار المتباعدة.
  52. سمط النجوم العوالی: ج ۲ ص ۳۰۵.
  53. السیرة الحلبیة: ج ۳ ص ۳۶۳: کان معه جموع لا یعلمها الا الله تعالی. قیل: کانوا اربعین الفاً، و قیل: کانوا سبعین الفاً، و قیل: کانوا تسعین الفاً، و قیل: کانوا مائة الف و اربعةعشر الفاً، و قیل: و عشرین الفاً، و قیل: کانوا اکثر من ذلک.
  54. الغدیر: ج ۱ ص ۳۲.
  55. سمط النجوم العوالی: ج ۲ ص ۳۰۵.
  56. الغدیر: ج ۲ ص ۳۲: و قیل: یقال: خرج معه تسعون الفاً، و یقال: مائة الف و اربعةعشر الفاً، و قیل: مائة الف و عشرون الفاً، و قیل: مائة الف و اربعة و عشرون الفاً، و یقال: اکثر من ذلک، و هذه عدة من خرج معه. و اما الذین حجّوا معه فاکثر من ذلک، کالمقیمین بمکة. و الذین اتوا من الیمن مع علی امیرالمؤمنین علیه السلام و ابی موسی علیه السلام.
  57. السیرة الحلبیة: ج ۳ ص ۳۶۳.
  58. تذکرة الخواص: ج ۱ ص ۲۶۶: و جمع الصحابة، و هم کانوا مائة و عشرین الفاً.
  59. الغدیر: ج ۱ ص ۳۲.
  60. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۲،۲۱. ژرفای غدیر: ص ۴۴.
  61. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۳۳–۲۴۲.
  62. ژرفای غدیر: ص ۴۳.
  63. در این باره به سوره‌های آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، عنکبوت، احزاب، محمد صلی الله علیه و آله، فتح، مجادله، حدید، منافقین و حشر مراجعه شود.