ابولیلی انصاری
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | اوس / یسار / یسر / بلال / بلیل / داوود بن… |
| سرشناسی | صحابی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله • از یاران امیرالمؤمنین علیه السلام |
| وفات | بهنقلی حدود سال ۳۷ق |
| نحوه درگذشت | بهنقلی شهادت در میدان نبرد صفین |
| خویشان سرشناس | عبدالرحمن بن ابیلیلی (پسر) |
| اطلاعات علمی | |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | جهاد • نقل حدیث |
| علت شهرت | از شهادتدهندگان به حدیث غدیر در رحبه کوفه |
ابولیلی انصاری از جمله صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و از یاران وفادار امیرالمؤمنین علیه السلام که حدیث غدیر را نقل کرده است.
ابنعقده در کتاب الولایه حدیث غدیر را در ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه از ابولیلی انصاری نقل کرده است. همچنین، موفق بن احمد خوارزمی در المناقب و علی بن عبدالله سمهودی در جواهر العقدین او را از جمله صحابیان راوی حدیث غدیر برشمردهاند.
ابولیلی در غزوه احد و سایر جنگهای صدر اسلام حضور داشت و در دوران خلافت امیرالمؤمنین به همراه پسرش عبدالرحمن بن ابیلیلی در نبردهای جمل، صفین و نهروان در کنار آن حضرت جنگید. برخی منابع ذکر کردهاند که او در جنگ صفین بهشهادت رسیده است.
جایگاه: صحابی شهادتدهنده به حدیث غدیر
یکی از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله که حدیث غدیر را نقل کرده ابولیلی انصاری برشمرده شده است.[۱] ابنعقده در کتاب الولایه حدیث غدیر را در ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه از ابولیلی انصاری نقل کرده است.[۲] همچنین، موفق بن احمد خوارزمی در المناقب[۳] و علی بن عبدالله سمهودی در جواهر العقدین[۴] او را از جمله صحابیان راوی حدیث غدیر برشمردهاند.
عبدالحسین امینی در الغدیر روایت او را چنین نقل کرده است: «عن أبی الطفیل، قال: إنَّ علیّا علیه السلام قام، فحمد اللَّه، و أثنی علیه، ثمّ قال: أَنشُد اللَّه من شهد یوم غدیر خُمّ إلّا قام، و لا یقوم رجل یقول: إنّی نُبِّئتُ أو بلغنی، إلّا رجل سمعت أُذُناه، و وعاه قلبه. فقام سبعة عشر رجلًا، منهم: خزیمة بن ثابت، و سهل بن سعد، و عدیُّ بن حاتم، و عقبة بن عامر، و أبو أیّوب الأنصاری، و أبو سعید الخُدری، و أبو شریح الخزاعی، و أبو قدامة الأنصاری، و أبو لیلی، و أبو الهیثم بن التیّهان، و رجالٌ من قریش، فقال علیّ علیه السلام و عنهم: هاتوا ما سمعتم. فقالوا: نشهد أنَّا أقبلنا مع رسول اللَّه صلی الله علیه وآله من حجّة الوداع، حتی إذا کان الظهر خرج رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فأمر بشجرات فشُذِّبنَ و أُلقی علیهنّ ثوبٌ، ثمّ نادی بالصلاة، فخرجنا، فصلّینا، ثمّ قام، فحمد اللَّه، و أثنی علیه، ثمّ قال: أیّها الناس ما أنتم قائلون؟ قالوا: قد بلّغت. قال: اللّهمّ اشهد. ثلاث مرّات. قال: إنّی أُوشِک أن أُدعی، فأجیب، و إنّی مسؤولٌ، و أنتم مسؤولون. ثمّ قال: أیّها الناس إنّی تارکٌ فیکم الثّقَلَین: کتاب اللَّه، و عترتی أهل بیتی، إن تمسّکتم بهما لن تَضِلّوا، فانظروا کیف تخلفون فیهما، و إنَّهما لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض، نبّأنی بذلک اللطیف الخبیر. ثمّ قال: إنَّ اللَّه مولای، و أنا مولی المؤمنین، أ لستم تعلمون أنّی أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا: بلی ذلک. ثلاثاً. ثمّ أخذ بیدک یا أمیر المؤمنین فرفعها، و قال: من کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه: اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه. فقال علیٌّ: صدقتم و أنا علی ذلک من الشاهدین.؛ أبیطفیل گفت: امیرالمؤمنین علیه السلام ایستاد، خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود: از خدا میخواهم هرکس که در روز غدیر خم شاهد بوده است بلند شود و هر کسی که بگوید به من خبر دادهاند یا به من رسیده است، مگر آن کسی که این مطلب بهگوشش رسیده و در قلبش جای گرفته، بلند نشود. هفده نفر برخاستند، از جمله: خزیمه بن ثابت، سهل بن سعد، عدی بن حاتم، عقبه بن عامر، ابوایوب انصاری، ابوسعید خدری، ابوشریح خزاعی، ابوقدامه انصاری، ابولیلی، ابوالهیثم بن تیهان، و مردانی از قریش. امیرالمؤمنین علیه السلام به آنان گفت: آنچه شنیدهاید بیان کنید. آنها گفتند: شهادت میدهیم که ما همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله از حجّةالوداع آمدیم، تا وقتی ظهر شد، پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد و دستور داد درختانی هرس و بریده شدند و روی آنها پارچهای انداخته شد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ندا داد به نماز، ما بیرون رفتیم و نماز خواندیم. سپس پیامبر ایستاد، خدا را حمد و ثنا کرد و گفت: ای مردم، شما چه میگویید؟ آنان گفتند: به تحقیق که ابلاغ کردید. پیامبر گفت: خدایا شاهد باش. سه بار گفت. سپس فرمود: من بهزودی دعوت میشوم، دعوت را پاسخ میگویم و من مورد سؤال قرار میگیرم و شما نیز مورد سؤال قرار میگیرید. سپس فرمود: ای مردم، من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیت من، اگر به آنها چنگ بزنید، هرگز گمراه نخواهید شد. پس مواظب باشید پس از من چگونه با آنها رفتار خواهید کرد و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا به کنار حوض در قیامت بازگردند، این خبر را از لطیف خبیر به من رسیده است. سپس فرمود: خدا مولای من است و من مولای مؤمنانم. آیا نمیدانید که من نسبت به شما از خودتان سزاوارترم؟ آنان گفتند: بله، این را سه بار گفتیم. سپس دست شما را گرفت ای امیر مؤمنان، بالا برد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست، خدایا دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس با او دشمنی کند. آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: شما راست گفتید و من بر این امر از شاهدانم».[۵]
شخصیت و زندگی
ابولیلی انصاری پدر عبدالرحمن بن ابیلیلی و از جمله صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله برشمرده شده که در غزوه احد و سایر جنگهای صدر اسلام حضور داشت.[۶] درباره نام اصلی او اختلاف نظر وجود دارد و نامهای مختلفی مانند اوس، یسار، یسر، بلال، بلیل و داود به او نسبت داده شده است.[۷] او از جمله راویان از پیامبر صلی الله علیه و آله برشمرده شده که احادیثش در کتب معتبر اهل سنت، مانند سنن ترمذی، نسائی، ابوداوود و ابنماجه، آمده است.[۸]
پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، ابولیلی به کوفه مهاجرت کرد و در محله قبیله جهینه سکونت گزید.[۹] او از یاران وفادار امیرالمؤمنین علیه السلام برشمرده شده[۱۰]و به همراه پسرش عبدالرحمن بن ابیلیلی در نبردهای جمل، صفین و نهروان در کنار آن حضرت جنگید.[۱۱] برخی منابع ذکر کردهاند که او در جنگ صفین بهشهادت رسید.[۱۲]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ علی بن محمد جزری (عزالدین ابناثیر)، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
- جواهر العقدین فی فضل الشرفین؛ علی بن عبدالله سمهودی، بغداد: مطبعة العانی، ۱۴۰۵ق.
- چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، بهکوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
- الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- قاموس الرجال؛ محمدتقی شوشتری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
- کتاب الولایة؛ احمد بن محمد کوفی (ابنعقده)، تحقیق: عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم: دلیل ما، ۱۴۲۴ق.
- المناقب؛ موفق بن احمد بکری مکی حنفی خوارزمی، تحقیق: مالک محمودی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.